adapting

[ایالات متحده]/əˈdæptɪŋ/
[بریتانیا]/əˈdaptɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند ایجاد تغییرات در چیزی به منظور تطبیق با یک هدف یا وضعیت جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

adapting to change

تطبیق با تغییر

adapting quickly

تطبیق سریع

adapting well

تطبیق خوب

adapting the software

تطبیق نرم‌افزار

adapting your strategy

تطبیق استراتژی شما

adapting your skills

تطبیق مهارت‌های شما

جملات نمونه

businesses are constantly adapting to changing market trends.

کسب و کارها به طور مداوم در حال انطباق با روند های بازار در حال تغییر هستند.

he's adapting well to his new life in a foreign country.

او به خوبی با زندگی جدید خود در یک کشور خارجی سازگار شده است.

the software is designed to adapt to different screen sizes.

این نرم افزار به گونه ای طراحی شده است که با اندازه صفحه نمایش مختلف سازگار شود.

children are naturally good at adapting to new situations.

کودکان به طور طبیعی در سازگار شدن با موقعیت های جدید خوب هستند.

the team is adapting its strategy based on the latest feedback.

تیم در حال انطباق استراتژی خود بر اساس آخرین بازخوردها است.

she's adapting her teaching methods to suit different learning styles.

او روش های تدریس خود را برای انطباق با سبک های مختلف یادگیری تغییر می دهد.

the company needs to adapt to the demands of the digital age.

شرکت باید با نیازهای عصر دیجیتال سازگار شود.

we can adapt our plans if necessary.

ما می توانیم در صورت لزوم برنامه های خود را تغییر دهیم.

the plant is adapting to its new environment.

گیاه در حال سازگار شدن با محیط جدید خود است.

he's adapting quickly to the challenges of his new job.

او به سرعت با چالش های شغل جدید خود سازگار می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید