adder

[ایالات متحده]/'ædə/
[بریتانیا]/'ædɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا دستگاهی برای جمع کردن اعداد؛ نوعی مار که به عنوان افعی نیز شناخته می‌شود؛ نوعی مار که به طور معمول به عنوان مار بینی خوکی شناخته می‌شود.

جملات نمونه

an explosion in the adder population.

یک انفجار در جمعیت مارمولک‌ها

I spied a baby adder slithering away.

من یک مارمولک جوان مارمولک را در حال دور شدن دیدم.

The adder is a venomous snake commonly found in Europe.

مارمولک یک مار سمی است که معمولاً در اروپا یافت می شود.

The adder population in the area has been steadily increasing.

جمعیت مارمولک در این منطقه به طور پیوسته در حال افزایش است.

I accidentally stepped on an adder while hiking in the forest.

من به طور تصادفی در حین پیاده روی در جنگل روی یک مارمولک پا گذاشتم.

The adder's bite can be dangerous if not treated promptly.

اگر به سرعت درمان نشود، گاز گرفتن مارمولک می تواند خطرناک باشد.

Hikers are advised to be cautious of adders during the summer months.

به کوهنوردان توصیه می شود در ماه های تابستان در مورد مارمولک ها احتیاط کنند.

The adder slithered silently through the grass.

مارمولک به طور خاموش از میان علف ها حرکت کرد.

Adders play an important role in the ecosystem as predators of small rodents.

مارمولک ها به عنوان شکارچیان جوندگان کوچک نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

The adder's camouflage makes it difficult to spot in its natural habitat.

کم‌رنگ‌نمایی مارمولک باعث می شود در زیستگاه طبیعی خود به سختی قابل تشخیص باشد.

The zoo has a special exhibit featuring various species of adders.

باغ وحش یک نمایش ویژه با گونه های مختلف مارمولک دارد.

Children are taught to identify and avoid adders in outdoor education programs.

به کودکان آموزش داده می شود که چگونه مارمولک ها را شناسایی و از آنها در برنامه های آموزشی فضای باز اجتناب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید