subtractor

[ایالات متحده]/[sʌbˈtræktə]/
[بریتانیا]/[sʌbˈtræktər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تفریق
n. دستگاه یا ماشینی که تفریق می‌کند؛ شخصی که وظیفه تفریق را دارد؛ مداری که تفریق می‌کند
v. حذف کردن یا برداشتن؛ انجام تفریق

عبارات و ترکیب‌ها

subtractor function

تابع تفریق

using a subtractor

استفاده از یک تفریق کننده

subtractor circuit

مدار تفریق

subtractor operation

عملیات تفریق

subtractor stage

مرحله تفریق

digital subtractor

تفریق کننده دیجیتال

subtractor design

طراحی تفریق کننده

subtractor input

ورودی تفریق کننده

subtractor output

خروجی تفریق کننده

جملات نمونه

the subtractor in the circuit reduced the voltage.

کم‌کننده در مدار ولتاژ را کاهش داد.

we used a subtractor to find the difference between the two numbers.

ما از یک کم‌کننده برای یافتن تفاوت بین دو عدد استفاده کردیم.

the subtractor's output was a negative value.

خروجی کم‌کننده یک مقدار منفی بود.

the engineer designed a new subtractor circuit.

مهندس یک مدار جدید کم‌کننده طراحی کرد.

the subtractor performed a simple arithmetic operation.

کم‌کننده یک عملیات حسابی ساده انجام داد.

a digital subtractor is essential for many calculations.

یک کم‌کننده دیجیتال برای بسیاری از محاسبات ضروری است.

the subtractor's accuracy was carefully tested.

دقت کم‌کننده با دقت بالا آزمایش شد.

we need a subtractor with a wider input range.

ما به یک کم‌کننده با محدوده ورودی گسترده‌تر نیاز داریم.

the subtractor's speed was a key performance indicator.

سرعت کم‌کننده یک نشانگر کلیدی عملکرد بود.

the subtractor's function is to decrease the signal.

وظیفه کم‌کننده کاهش سیگنال است.

the subtractor was integrated into the larger system.

کم‌کننده به سیستم بزرگ‌تر ادغام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید