serpent

[ایالات متحده]/'sɜːp(ə)nt/
[بریتانیا]/'sɝpənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مار، به ویژه مار بزرگ یا زهرآگین؛ یک شخص زیرک.

عبارات و ترکیب‌ها

slithering serpent

مار خزنده

serpent symbolism

نمادگرایی مار

جملات نمونه

the serpent's flexile body.

بدن انعطاف‌پذیر مار

There’s a serpent beside him.

یک مار کنار او وجود دارد.

Look at the attitude of the mammifer toward the serpent: the serpent provokes fear and repulsion.

به نگرشی حیوانی نسبت به مار: مار باعث ترس و انزجار می‌شود.

the serpent fascinates its prey.

مار، طعمه خود را مجذوب می‌کند.

A member of the suborder Ophidia or Serpentes;a snake.

یک عضو از زیرراسته Ophidia یا Serpentes؛ یک مار.

But what the serpent really is, the mammifer can not know through the emotion of fear;

اما آنچه مار واقعاً هست، پستاندار نمی‌تواند از طریق احساس ترس بداند؛

Imperial Blue Serpent Egg, (Gold, blue guilloche enamel, opalescent white enamel,

تخم مارمولک آبی امپریال، (طلا، لعاب guilloche آبی، لعاب سفید opalescent,

The world's biggest and most famous kelpie is the Loch Ness Monster, although it is often mistaken for a sea serpent (FB).

بزرگترین و معروف‌ترین کلپی جهان، هیولای دریاچه نس است، اگرچه اغلب آن را با یک مار دریایی اشتباه می‌گیرند (FB).

Sanyal says he determined that the serpents teeming around Mushari are indeed 'monocled cobras, highly poisonous no doubt.

سانیال می‌گوید که او متوجه شد مار kobهایی که در اطراف موشاری وجود دارند، در واقع مار kobهای تک چشم هستند، به احتمال زیاد بسیار سمی.

giant pongid and lake monsters, as well as sea serpents, giant octopuses, snakes, birds and even living dinosaurs.

پونگید غول پیکر و هیولاهای دریا، همچنین ماران دریایی، اختاپوس‌های غول پیکر، مارها، پرندگان و حتی دایناسورهای زنده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید