admass

[ایالات متحده]/ˈædˌmæs/
[بریتانیا]/ˈædmæs/

ترجمه

n. توده‌ای از مردم که به راحتی تحت تأثیر تبلیغات یا روندهای محبوب قرار می‌گیرند.
adj. تحت تأثیر توده‌ها یا نظر عمومی قرار گرفته.
شکل‌های واژه
جمعadmasses

عبارات و ترکیب‌ها

admass marketing

بازاریابی جمعی

reach admass audiences

رسیدن به مخاطبان جمعی

admass communication

ارتباطات جمعی

admass media channels

کانال‌های رسانه جمعی

target admass consumers

هدف قرار دادن مصرف کنندگان جمعی

create admass awareness

ایجاد آگاهی جمعی

admass campaign strategies

استراتژی‌های کمپین جمعی

analyze admass trends

تجزیه و تحلیل روندهاى جمعی

جملات نمونه

the admass campaign was very successful.

کمپین admass بسیار موفقیت‌آمیز بود.

they reached a large admass through their online platform.

آنها از طریق پلتفرم آنلاین خود به admass بزرگی دست یافتند.

the new product launch aimed for a broad admass appeal.

معرفی محصول جدید با هدف جذب admass گسترده انجام شد.

admass marketing strategies are constantly evolving.

استراتژی‌های بازاریابی admass به طور مداوم در حال تکامل هستند.

understanding the target admass is crucial for effective advertising.

درک admass هدف برای تبلیغات موثر بسیار مهم است.

the company's admass strategy focused on social media engagement.

استراتژی admass شرکت بر تعامل رسانه های اجتماعی متمرکز بود.

admass analytics help measure the success of marketing campaigns.

تحلیل admass به اندازه گیری موفقیت کمپین های بازاریابی کمک می کند.

the admass for this product is primarily young adults.

admass برای این محصول عمدتاً جوانان است.

they segmented the admass based on demographics and interests.

آنها admass را بر اساس جمعیت و علایق تقسیم بندی کردند.

admass targeting allows for personalized marketing messages.

هدف قرار دادن admass امکان ارسال پیام های بازاریابی شخصی سازی شده را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید