grant admittance
اجازه ورود دادن
refuse admittance
عدم اجازه ورود
admittance matrix
ماتریس پذیرش
no admittance
عدم ورود
have free admittance to the theatre
دسترسی رایگان به تئاتر دارند
No admittance except on business.
ورودی فقط برای امور تجاری مجاز است.
people were unable to gain admittance to the hall.
افراد قادر به ورود به تالار نبودند.
He was denied admittance to the courtroom),
به او اجازه ورود به دادگاه داده نشد.
a simple admittance of ignorance was much to be preferred to any amount of flannel.
یک اعتراف ساده به نادانی بسیار ترجیح داده می شد تا هر مقدار پوشش.
admittance to the club is by invitation only
ورود به باشگاه فقط با دعوت امکان پذیر است.
she was denied admittance to the event
به او اجازه ورود به رویداد داده نشد.
grant admittance
اجازه ورود دادن
refuse admittance
عدم اجازه ورود
admittance matrix
ماتریس پذیرش
no admittance
عدم ورود
have free admittance to the theatre
دسترسی رایگان به تئاتر دارند
No admittance except on business.
ورودی فقط برای امور تجاری مجاز است.
people were unable to gain admittance to the hall.
افراد قادر به ورود به تالار نبودند.
He was denied admittance to the courtroom),
به او اجازه ورود به دادگاه داده نشد.
a simple admittance of ignorance was much to be preferred to any amount of flannel.
یک اعتراف ساده به نادانی بسیار ترجیح داده می شد تا هر مقدار پوشش.
admittance to the club is by invitation only
ورود به باشگاه فقط با دعوت امکان پذیر است.
she was denied admittance to the event
به او اجازه ورود به رویداد داده نشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید