admittances

[ایالات متحده]/əd'mɪt(ə)ns/
[بریتانیا]/əd'mɪtns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجازه ورود یا پیوستن؛ پذیرش.

عبارات و ترکیب‌ها

grant admittance

اجازه ورود دادن

refuse admittance

عدم اجازه ورود

admittance matrix

ماتریس پذیرش

no admittance

عدم ورود

جملات نمونه

have free admittance to the theatre

دسترسی رایگان به تئاتر دارند

No admittance except on business.

ورودی فقط برای امور تجاری مجاز است.

people were unable to gain admittance to the hall.

افراد قادر به ورود به تالار نبودند.

He was denied admittance to the courtroom),

به او اجازه ورود به دادگاه داده نشد.

a simple admittance of ignorance was much to be preferred to any amount of flannel.

یک اعتراف ساده به نادانی بسیار ترجیح داده می شد تا هر مقدار پوشش.

admittance to the club is by invitation only

ورود به باشگاه فقط با دعوت امکان پذیر است.

she was denied admittance to the event

به او اجازه ورود به رویداد داده نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید