admonished

[ایالات متحده]/ədˈmɒnɪʃt/
[بریتانیا]/ədˈmɑːnɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به کسی به طور قاطع هشدار داده یا توبیخ کرده است.

عبارات و ترکیب‌ها

admonished for misconduct

تذکر داده شده به دلیل سوء رفتار

admonished for tardiness

تذکر داده شده به دلیل دیر رسیدن

جملات نمونه

the teacher admonished her students for talking during class.

معلم از دانش‌آموزان به دلیل صحبت کردن در کلاس درس تذکر داد.

he was admonished for his reckless driving.

او به دلیل رانندگی بی‌احتیاطی‌اش تذکر داده شد.

his parents admonished him to study harder.

والدینش از او خواستند که بیشتر مطالعه کند.

the coach admonished the team for their poor performance.

مربی تیم را به دلیل عملکرد ضعیفشان تذکر داد.

he was admonished to be more respectful in his dealings with others.

از او خواسته شد که در برخورد با دیگران محترمانه‌تر باشد.

the judge admonished the lawyer for making an inappropriate comment.

قاضی وکیل را به دلیل اظهار نظر نامناسب تذکر داد.

she was admonished by her supervisor for missing deadlines repeatedly.

او به دلیل از دست دادن مهلت‌های مقرر بارها توسط مدیر نظارتش تذکر داده شد.

the doctor admonished the patient to follow his diet plan carefully.

پزشک از بیمار خواست تا برنامه غذایی خود را با دقت دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید