cautioned against
احتیاط کرد در برابر
cautioned about
احتیاط کرد درباره
cautioned not
احتیاط نکرد
cautioned to
احتیاط کرد برای
cautioned him
نسبت به او احتیاط کرد
cautioned her
نسبت به او (زن) احتیاط کرد
cautioned them
نسبت به آنها احتیاط کرد
cautioned everyone
نسبت به همه احتیاط کرد
cautioned early
در اوایل احتیاط کرد
cautioned repeatedly
به طور مکرر احتیاط کرد
the teacher cautioned the students about the upcoming exam.
معلم به دانشآموزان درباره امتحان پیش رو هشدار داد.
the doctor cautioned him against excessive exercise.
پزشک به او در مورد ورزش بیش از حد هشدار داد.
she cautioned her friend not to invest in that risky venture.
او به دوستش هشدار داد که در آن طرح خطرناک سرمایه گذاری نکند.
the report cautioned that climate change could have severe impacts.
گزارش هشدار داد که تغییرات آب و هوایی ممکن است تأثیرات جدی داشته باشد.
the manager cautioned the team to meet the deadline.
مدیر به تیم هشدار داد که مهلت مقرر را رعایت کنند.
he cautioned her to be careful when driving in the rain.
او به او هشدار داد که هنگام رانندگی در باران مراقب باشد.
the safety manual cautioned against using the equipment improperly.
دفترچه راهنمای ایمنی در مورد استفاده نادرست از تجهیزات هشدار می داد.
experts cautioned that the economy may face challenges ahead.
متخصصان هشدار دادند که اقتصاد ممکن است با چالش های پیش رو مواجه شود.
she cautioned him that the road ahead was dangerous.
او به او هشدار داد که جاده پیش رو خطرناک است.
the guide cautioned tourists to stay on marked trails.
راهنما به گردشگران هشدار داد که در مسیرهای مشخص شده بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید