adulteries

[ایالات متحده]/ˈædʒʌl.tə.riz/
[بریتانیا]/ˌædʒəlˈtɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موارد زنا؛ اعمال عدم وفاداری جنسی.

عبارات و ترکیب‌ها

proof of adulteries

اثبات زنا

exposed adulteries

شناخته شدن زنا

consequences of adulteries

پیامدهای زنا

adulteries and divorce

زنا و طلاق

committing adulteries

مرتكب شدن زنا

adulteries scandal

رسوای زنا

accusations of adulteries

اتهامات زنا

adulteries and betrayal

زنا و خیانت

جملات نمونه

his numerous adulteries led to his downfall.

فریبکاری‌های متعدد او منجر به سقوطش شد.

the scandal of her adulteries rocked the community.

رسوایی فریبکاری‌های او، جامعه را به تکان درآورد.

he confessed to several adulteries during his marriage.

او در طول زندگی مشترکش به چندین مورد فریبکاری اعتراف کرد.

the evidence of her adulteries was overwhelming.

شواهد فریبکاری‌های او بسیار زیاد بود.

his reputation was ruined by his past adulteries.

شهرت او به دلیل فریبکاری‌های گذشته‌اش از بین رفت.

the accusations of adulteries were difficult to disprove.

متهم کردن او به فریبکاری به سختی قابل رد بود.

she sought forgiveness for her past adulteries.

او طلب بخشش برای فریبکاری‌های گذشته‌اش کرد.

the court considered the frequency of his adulteries in its ruling.

دادگاه در حکم خود، میزان فریبکاری‌های او را در نظر گرفت.

his adulteries were a betrayal of trust and commitment.

فریبکاری‌های او خیانت به اعتماد و تعهد بود.

the impact of his adulteries on his family was devastating.

تاثیر فریبکاری‌های او بر خانواده‌اش ویرانگر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید