adventuring

[ایالات متحده]/ədˈventʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ədˈvɛntʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درگیر شدن در ماجراجویی‌ها یا اقدام‌های پرخطر.
n. وضعیت یا فرایند رفتن به ماجراجویی‌ها؛ فعالیت ماجراجویانه.

عبارات و ترکیب‌ها

be adventuring

ماجراجویی کردن

go adventuring

به ماجراجویی رفتن

love adventuring

عشق به ماجراجویی کردن

adventuring outdoors

ماجراجویی در فضای باز

جملات نمونه

she loves adventuring in new places.

او عاشق ماجراجویی در مکان‌های جدید است.

they are always up for adventuring together.

آنها همیشه برای ماجراجویی با هم آماده هستند.

adventuring can be dangerous, but also rewarding.

ماجراجویی می‌تواند خطرناک باشد، اما همچنین پاداش‌دهنده.

he enjoys the thrill of adventuring in the wilderness.

او از هیجان ماجراجویی در طبیعت لذت می‌برد.

adventuring is a great way to learn about different cultures.

ماجراجویی راهی عالی برای یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف است.

their passion for adventuring led them to travel the world.

اشتیاق آنها برای ماجراجویی باعث شد آنها جهان را سفر کنند.

she plans to spend her summer adventuring in europe.

او قصد دارد تابستان خود را در اروپا ماجراجویی کند.

adventuring with friends can create unforgettable memories.

ماجراجویی با دوستان می‌تواند خاطرات فراموش‌نشدنی ایجاد کند.

he's always up for an adventure, no matter how challenging.

او همیشه برای یک ماجراجویی آماده است، مهم نیست چقدر چالش‌برانگیز باشد.

adventuring is more than just going on trips; it's about experiencing life to the fullest.

ماجراجویی فقط رفتن در سفر نیست؛ در مورد تجربه زندگی به طور کامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید