adventurously

[ایالات متحده]/ədˈventʃərəsli/
[بریتانیا]/ˌædˈventʃərəslē/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای جسورانه یا جسورانه; ریسک کردن

جملات نمونه

she adventurously explored the uncharted territory.

او با شجاعت قلمروهای ناشناخته را کاوش کرد.

the team adventurously tackled the complex problem.

تیم با شجاعت به حل مشکل پیچیده پرداخت.

he adventurously pursued his dreams despite the obstacles.

او با وجود موانع، با شجاعت به دنبال تحقق رویاهایش رفت.

the company adventurously launched a new product line.

شرکت با شجاعت یک خط تولید جدید را راه اندازی کرد.

they adventurously sailed across the vast ocean.

آنها با شجاعت از سراسر اقیانوس وسیع عبور کردند.

the artist adventurously experimented with new techniques.

هنرمند با شجاعت با تکنیک های جدید آزمایش کرد.

she adventurously spoke her mind at the meeting.

او با شجاعت در جلسه نظر خود را بیان کرد.

the explorer adventurously ventured into the jungle.

کاوشگر با شجاعت وارد جنگل شد.

they adventurously climbed the treacherous mountain peak.

آنها با شجاعت از قله خطرناک کوه بالا رفتند.

he adventurously decided to quit his job and start a business.

او با شجاعت تصمیم گرفت شغل خود را رها کند و کسب و کار خود را راه اندازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید