exuberantly happy
بسیار خوشحال
exuberantly cheerful
بسیار شاد
exuberantly playful
بسیار بازیگوش
exuberantly alive
بسیار پرانرژی
exuberantly colorful
بسیار رنگارنگ
exuberantly enthusiastic
بسیار پرشور
exuberantly energetic
بسیار پویای
exuberantly vibrant
بسیار سرزنده
exuberantly expressive
بسیار پر بیان
exuberantly radiant
بسیار درخشان
she danced exuberantly at the party.
او با شور و نشاط زیاد در مهمانی رقصید.
the children laughed exuberantly during the game.
کودکان با خوشحالی فراوان در حین بازی خندیدند.
he spoke exuberantly about his travels.
او با شور و شوق زیاد درباره سفر هایش صحبت کرد.
the garden bloomed exuberantly in spring.
باغ در بهار با شور و نشاط شکوفه داد.
they celebrated exuberantly after the victory.
آنها پس از پیروزی با شور و نشاط جشن گرفتند.
the artist painted exuberantly, using bright colors.
هنرمند با شور و نشاط نقاشی کرد و از رنگ های روشن استفاده کرد.
the team played exuberantly, showing great spirit.
تیم با شور و نشاط بازی کرد و روحیه عالی از خود نشان داد.
she greeted her friends exuberantly at the reunion.
او با شور و نشاط دوستانش را در دیدار مجدد خوش آمد گفت.
the puppy ran around exuberantly in the yard.
سگ بچه با شور و نشاط در حیاط دوید.
he laughed exuberantly at the comedian's jokes.
او با خوشحالی فراوان به شوخی های کمدین خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید