adversely

[ایالات متحده]/æd'və:sli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز متضاد یا مخالف

عبارات و ترکیب‌ها

adversely affected

تحت تأثیر منفی

adversely impact

اثر منفی

adversely impact on

اثر منفی بر

جملات نمونه

Guniting rhizocaline is not dry on ink holdout has absorbed the colors that form a layer of fog, a product of gloss adversely affected.

چسباندن ریشه دار کردن خشک نیست روی نگه داشتن جوهر جذب کرده است رنگ هایی که یک لایه از مه را تشکیل می دهند، محصولی از درخششی که تحت تأثیر قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید