favorably

[ایالات متحده]/ˈfeɪvərəblɪ/
[بریتانیا]/ˈfeɪvərəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که سودمند یا مفید باشد; به طور مهربان یا دوستانه; با نیت‌های خوب

عبارات و ترکیب‌ها

look favorably

نگاه مثبت داشتن

respond favorably

پاسخ مثبت دادن

view favorably

دیدگاه مثبت داشتن

act favorably

به طور مثبت عمل کردن

treat favorably

به طور مثبت رفتار کردن

consider favorably

به طور مثبت در نظر گرفتن

speak favorably

به طور مثبت صحبت کردن

responded favorably

به طور مثبت پاسخ داد

received favorably

به طور مثبت دریافت شد

treated favorably

به طور مثبت رفتار شد

جملات نمونه

the committee viewed the proposal favorably.

کمیته پیشنهاد را با دیدگاه مثبتی بررسی کرد.

she was favorably impressed by his presentation.

او تحت تاثیر مثبت ارائه او قرار گرفت.

the weather conditions are favorably affecting the harvest.

شرایط آب و هوایی به طور مطلوب بر برداشت محصول تأثیر می گذارد.

investors responded favorably to the new policy.

سرمایه گذاران به طور مطلوب به سیاست جدید پاسخ دادند.

the project was favorably received by the community.

پروژه به طور مطلوب توسط جامعه مورد استقبال قرار گرفت.

he spoke favorably about the new initiative.

او به طور مطلوب در مورد طرح جدید صحبت کرد.

the results of the study were favorably surprising.

نتایج مطالعه به طور مطلوب شگفت انگیز بود.

she was favorably acknowledged for her hard work.

او به دلیل تلاش هایش به طور مطلوب مورد تقدیر قرار گرفت.

the changes were favorably noted by the management.

تغییرات به طور مطلوب توسط مدیریت مورد توجه قرار گرفت.

they were favorably disposed towards the new team member.

آنها به طور مطلوب نسبت به عضو جدید تیم نگرش مثبت داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید