look favorably
نگاه مثبت داشتن
respond favorably
پاسخ مثبت دادن
view favorably
دیدگاه مثبت داشتن
act favorably
به طور مثبت عمل کردن
treat favorably
به طور مثبت رفتار کردن
consider favorably
به طور مثبت در نظر گرفتن
speak favorably
به طور مثبت صحبت کردن
responded favorably
به طور مثبت پاسخ داد
received favorably
به طور مثبت دریافت شد
treated favorably
به طور مثبت رفتار شد
the committee viewed the proposal favorably.
کمیته پیشنهاد را با دیدگاه مثبتی بررسی کرد.
she was favorably impressed by his presentation.
او تحت تاثیر مثبت ارائه او قرار گرفت.
the weather conditions are favorably affecting the harvest.
شرایط آب و هوایی به طور مطلوب بر برداشت محصول تأثیر می گذارد.
investors responded favorably to the new policy.
سرمایه گذاران به طور مطلوب به سیاست جدید پاسخ دادند.
the project was favorably received by the community.
پروژه به طور مطلوب توسط جامعه مورد استقبال قرار گرفت.
he spoke favorably about the new initiative.
او به طور مطلوب در مورد طرح جدید صحبت کرد.
the results of the study were favorably surprising.
نتایج مطالعه به طور مطلوب شگفت انگیز بود.
she was favorably acknowledged for her hard work.
او به دلیل تلاش هایش به طور مطلوب مورد تقدیر قرار گرفت.
the changes were favorably noted by the management.
تغییرات به طور مطلوب توسط مدیریت مورد توجه قرار گرفت.
they were favorably disposed towards the new team member.
آنها به طور مطلوب نسبت به عضو جدید تیم نگرش مثبت داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید