advisees

[ایالات متحده]/ədˈvaɪziː/
[بریتانیا]/ədˈvɪˌsiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که مشاوره یا راهنمایی از شخص دیگری دریافت می‌کند، معمولاً یک استاد در یک محیط دانشگاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

advisee's opinion

نظر مشاور

advisee agreement

توافق مشاور

advise the advisee

مشاوره با مشاور

the advisee's needs

نیازهای مشاور

advisee relationship

رابطه با مشاور

advisee feedback

بازخورد مشاور

the advisee's perspective

دیدگاه مشاور

جملات نمونه

the advisor met with their advisee to discuss career goals.

مشاور با منتظر خود ملاقات کرد تا در مورد اهداف شغلی صحبت کنند.

the professor offered advice to their advisee about graduate school applications.

استاد برای منتظر خود در مورد درخواست های تحصیلات تکمیلی مشاوره داد.

a good advisor will always be there for their advisee, offering support and guidance.

یک مشاور خوب همیشه برای منتظر خود حاضر است و از حمایت و راهنمایی ارائه می دهد.

the advisee presented their research findings to their advisor during the meeting.

منتظر یافته های تحقیقاتی خود را در طول جلسه برای مشاور خود ارائه داد.

the advisee expressed their gratitude to their advisor for their mentorship.

منتظر از مشاور خود برای راهنمایی قدردانی کرد.

the relationship between an advisor and advisee can be mutually beneficial.

رابطه بین مشاور و منتظر می تواند به طور متقابل سودمند باشد.

the advisee sought their advisor's opinion on a challenging academic problem.

منتظر نظر مشاور خود را در مورد یک مشکل علمی چالش برانگیز جویا شد.

the advisee worked closely with their advisor to develop a strong research proposal.

منتظر برای توسعه یک پیشنهاد تحقیقاتی قوی به طور نزدیک با مشاور خود کار کرد.

a successful advisee often credits their advisor's guidance and support.

یک منتظر موفق اغلب به راهنمایی و حمایت مشاور خود اعتبار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید