aerified air
هوا آریفای شده
aerified soil
خاک آریفای شده
aerified process
فرآیند آریفای شده
aerified chamber
اتاق آریفای شده
aerified water
آب آریفای شده
aerified concrete
بتن آریفای شده
aerified packaging
بستهبندی آریفای شده
aerified mattress
تشک آریفای شده
aerified tires
لاستیکهای آریفای شده
aerified food storage
نگهداری مواد غذایی آریفای شده
the air felt aerified after the storm.
هوا پس از طوفان احساس میشد که هوای تازه و زنده دارد.
she took a deep breath of the aerified air.
او یک نفس عمیق از هوای تازه و زنده کشید.
the forest trails were filled with aerified scents.
مسیرهای جنگلی با عطر هوای تازه و زنده پر شده بودند.
he enjoyed the feeling of his lungs filling with aerified air.
او از احساس پر شدن ریههایش با هوای تازه و زنده لذت برد.
the new ventilation system aerified the entire building.
سیستم تهویه مطبوع جدید کل ساختمان را هوای تازه و زنده کرد.
after a long day, she craved the sensation of aerified air on her skin.
بعد از یک روز طولانی، او مشتاق احساس هوای تازه و زنده روی پوستش بود.
the mountain air was known for being exceptionally aerified.
هوای کوهستان به خاطر هوای تازه و زنده بودن به طور خاص شناخته شده بود.
he felt more energized after breathing in the aerified air.
بعد از تنفس هوای تازه و زنده، او احساس شادابی بیشتری کرد.
the park was a haven of aerified air and vibrant greenery.
پارک بهشتی برای هوای تازه و زنده و سرسبزیهای زنده بود.
the open window allowed the aerified air to flow freely into the room.
پنجره باز اجازه داد تا هوای تازه و زنده آزادانه وارد اتاق شود.
aerified air
هوا آریفای شده
aerified soil
خاک آریفای شده
aerified process
فرآیند آریفای شده
aerified chamber
اتاق آریفای شده
aerified water
آب آریفای شده
aerified concrete
بتن آریفای شده
aerified packaging
بستهبندی آریفای شده
aerified mattress
تشک آریفای شده
aerified tires
لاستیکهای آریفای شده
aerified food storage
نگهداری مواد غذایی آریفای شده
the air felt aerified after the storm.
هوا پس از طوفان احساس میشد که هوای تازه و زنده دارد.
she took a deep breath of the aerified air.
او یک نفس عمیق از هوای تازه و زنده کشید.
the forest trails were filled with aerified scents.
مسیرهای جنگلی با عطر هوای تازه و زنده پر شده بودند.
he enjoyed the feeling of his lungs filling with aerified air.
او از احساس پر شدن ریههایش با هوای تازه و زنده لذت برد.
the new ventilation system aerified the entire building.
سیستم تهویه مطبوع جدید کل ساختمان را هوای تازه و زنده کرد.
after a long day, she craved the sensation of aerified air on her skin.
بعد از یک روز طولانی، او مشتاق احساس هوای تازه و زنده روی پوستش بود.
the mountain air was known for being exceptionally aerified.
هوای کوهستان به خاطر هوای تازه و زنده بودن به طور خاص شناخته شده بود.
he felt more energized after breathing in the aerified air.
بعد از تنفس هوای تازه و زنده، او احساس شادابی بیشتری کرد.
the park was a haven of aerified air and vibrant greenery.
پارک بهشتی برای هوای تازه و زنده و سرسبزیهای زنده بود.
the open window allowed the aerified air to flow freely into the room.
پنجره باز اجازه داد تا هوای تازه و زنده آزادانه وارد اتاق شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید