aesthesis

[ایالات متحده]/iːˈθɛsɪs/
[بریتانیا]/ih-THES-iss/

ترجمه

n. توانایی درک یا احساس چیزها، به ویژه احساسات لذت یا درد.
شکل‌های واژه
جمعaestheses

عبارات و ترکیب‌ها

aesthesis of beauty

زیبایی‌شناسی

sense of aesthesis

حس زیبایی‌شناسی

cultivate one's aesthesis

پرورش دادن حس زیبایی‌شناسی

aesthesis education

آموزش زیبایی‌شناسی

grasp the aesthesis

درک زیبایی‌شناسی

aesthesis and perception

زیبایی‌شناسی و ادراک

جملات نمونه

she possesses a refined aesthesis for beauty.

او دارای حس زیبایی‌شناسی ظریف است.

his paintings evoke a sense of wonder and aesthesis.

نقاشی‌های او حسی از شگفتی و زیبایی‌شناسی را برمی‌انگیزانند.

a good chef needs a strong aesthesis for taste.

یک سرآشپز خوب به یک حس زیبایی‌شناسی قوی برای چشیدن نیاز دارد.

the film's soundtrack enhanced the overall aesthesis of the scene.

موسیقی متن فیلم، زیبایی‌شناسی کلی صحنه را افزایش داد.

he has a natural aesthesis for music and can easily compose melodies.

او دارای حس زیبایی‌شناسی طبیعی برای موسیقی است و به راحتی می‌تواند ملودی بسازد.

the designer aimed to create an experience that appealed to all senses, not just aesthesis.

طراح قصد داشت تجربه‌ای را ایجاد کند که به همه حواس‌ها، نه فقط زیبایی‌شناسی، جذاب باشد.

their collaboration resulted in a fusion of styles and a heightened sense of aesthesis.

همکاری آن‌ها منجر به تلفیقی از سبک‌ها و افزایش حس زیبایی‌شناسی شد.

the beauty of the landscape was a testament to nature's inherent aesthesis.

زیبایی منظره گوازی بر زیبایی‌شناسی ذاتی طبیعت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید