affidavits

[ایالات متحده]/ˈæfɪdɪvɪts/
[بریتانیا]/əˈfɪdvɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اظهارات مکتوب تأیید شده توسط سوگند یا تأکید، که برای استفاده به عنوان مدرک در یک پرونده قانونی تهیه شده است

عبارات و ترکیب‌ها

sworn affidavits

اظهارنامه‌های تأیید شده

affidavits of support

اظهارنامه‌های پشتیبانی

submit affidavits

ارائه اظهارنامه

adhere to affidavits

رعایت اظهارنامه‌ها

file legal affidavits

ثبت اظهارنامه‌های قانونی

obtain sworn affidavits

کسب اظهارنامه‌های تأیید شده

execute sworn affidavits

اجرای اظهارنامه‌های تأیید شده

جملات نمونه

the lawyer presented several affidavits in court.

وکیل چندین اظهارنامه را در دادگاه ارائه داد.

affidavits can be used as evidence in legal proceedings.

اظهارنامه‌ها می‌توانند به عنوان مدرک در تشریفات قانونی استفاده شوند.

he swore to the truthfulness of his affidavits.

او به صحت اظهارنامه‌های خود قسم خورد.

the judge reviewed the affidavits before making a ruling.

قاضی قبل از اتخاذ تصمیم، اظهارنامه‌ها را بررسی کرد.

affidavits must be notarized to be legally binding.

اظهارنامه‌ها باید برای اینکه از نظر قانونی معتبر باشند، تایید شوند.

the affidavits provided conflicting information about the incident.

اظهارنامه‌ها اطلاعات متناقضی در مورد حادثه ارائه دادند.

she signed her affidavit in front of a notary public.

او اظهارنامه خود را در حضور یک دفتر اسناد رسمی امضا کرد.

the affidavits were submitted as part of the legal case.

اظهارنامه‌ها به عنوان بخشی از پرونده قانونی ارائه شدند.

he needed to provide sworn affidavits to support his claim.

او نیاز داشت تا برای حمایت از ادعای خود، اظهارنامه‌هایی با سوگند ارائه دهد.

the lawyer carefully examined the affidavits for inconsistencies.

وکیل به دقت اظهارنامه‌ها را برای یافتن تناقض بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید