in the affirmative
تایید
affirmative action
تبصره
affirmative vote
رای تایید
an affirmative approach to the problem
یک رویکرد مثبت به مشکل
the affirmative side in a debate
طرف مثبت در یک بحث
We are expecting an affirmative answer.
ما انتظار داریم پاسخی مثبت دریافت کنیم.
An affirmative resolution of both Houses of Parliament is needed.
برای هر دو مجلس پارلمان به یک مصوبه مثبت نیاز است.
He replied in the affirmative to my question.
او به سوال من با تایید پاسخ داد.
the family is usually a source of encouragement from which affirmative influences come.
خانواده معمولاً منبع تشویقی است که تأثیرات مثبت از آنجا سرچشمه میگیرد.
Will the adjective this time be grudging or admiring, cynical or affirmative, upwardly mythopoeic or downwardly Mammonite?
آیا این بار صفت، اکراه آمیز یا تحسین آمیز، بدبینانه یا تایید کننده، اساطیری رو به بالا یا ممدونیتی رو به پایین خواهد بود؟
Brief, solid, affirmative as a hammer blow, this is the virile word, which must enflame lips and save the honor of our people, in these unfortunate days of anachronistic imperialism.
کوتاه، محکم، مثبت مانند ضربه چکش، این کلمه زنده است که باید لبها را مشتعل کند و شرافت مردم ما را در این روزهای ناخوشاوت از امپریالیسم منسوخ شده حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید