affirmative

[ایالات متحده]/ə'fɜːmətɪv/
[بریتانیا]/ə'fɝmətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مثبت، نشان‌دهنده‌ی توافق؛
n. یک بیان مثبت، یک پیشنهاد مثبت.

عبارات و ترکیب‌ها

in the affirmative

تایید

affirmative action

تبصره

affirmative vote

رای تایید

جملات نمونه

an affirmative approach to the problem

یک رویکرد مثبت به مشکل

the affirmative side in a debate

طرف مثبت در یک بحث

We are expecting an affirmative answer.

ما انتظار داریم پاسخی مثبت دریافت کنیم.

An affirmative resolution of both Houses of Parliament is needed.

برای هر دو مجلس پارلمان به یک مصوبه مثبت نیاز است.

He replied in the affirmative to my question.

او به سوال من با تایید پاسخ داد.

the family is usually a source of encouragement from which affirmative influences come.

خانواده معمولاً منبع تشویقی است که تأثیرات مثبت از آنجا سرچشمه می‌گیرد.

Will the adjective this time be grudging or admiring, cynical or affirmative, upwardly mythopoeic or downwardly Mammonite?

آیا این بار صفت، اکراه آمیز یا تحسین آمیز، بدبینانه یا تایید کننده، اساطیری رو به بالا یا ممدونیتی رو به پایین خواهد بود؟

Brief, solid, affirmative as a hammer blow, this is the virile word, which must enflame lips and save the honor of our people, in these unfortunate days of anachronistic imperialism.

کوتاه، محکم، مثبت مانند ضربه چکش، این کلمه زنده است که باید لب‌ها را مشتعل کند و شرافت مردم ما را در این روزهای ناخوشاوت از امپریالیسم منسوخ شده حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید