afresh

[ایالات متحده]/ə'freʃ/
[بریتانیا]/ə'frɛʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. دوباره; یک بار دیگر; برای شروع دوباره.

عبارات و ترکیب‌ها

start afresh

شروع مجدد

begin afresh

شروع مجدد

جملات نمونه

approach the problem afresh

رویکرد به حل مسئله به صورت نو

look at things afresh

به بررسی مجدد مسائل

take on the challenge afresh

پذیرش چالش به صورت نو

start the project afresh

شروع پروژه به صورت نو

consider the options afresh

بررسی مجدد گزینه ها

approach the task afresh

رویکرد به انجام وظیفه به صورت نو

begin the journey afresh

شروع سفر به صورت نو

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید