once again
باز هم
try again
دوباره امتحان کن
over again
دوباره
again and again
مجدداً و مجدداً
come again
دوباره بیا
never again
دیگر هرگز
time and again
بارها و بارها
rise again
دوباره سر بلند شو
yet again
باز هم
on again
دوباره روشن
begin again
دوباره شروع کن
but then again
اما باز هم
now and again
گاهی اوقات
breathe again
دوباره نفس بکش
start over again
دوباره شروع کن
give again
دوباره بده
an on-again, off-again correspondence.
یک مکاتبه متناوب
Again and again the test met with no success.
بارها و بارها آزمون با موفقیت همراه نبود.
Say it again in English.
باز هم آن را به زبان انگلیسی بگویید.
The House again divided.
مجلس دوباره تقسیم شد.
Again they got into difficulties.
آنها دوباره دچار مشکل شدند.
we'll try again Friday.
ما دوباره جمعه امتحان خواهیم کرد.
work began again in earnest.
کار دوباره با جدیت شروع شد.
Come around again sometime.
کمی دیگر دوباره سر بزنید.
Once again the train was late.
یک بار دیگر قطار دیر رسید.
The Nagual was once again blamed.
یک بار دیگر ناگوال مقصر شناخته شد.
John's on the bottle again!
جان دوباره به الکل روی آورده است!
I'll call again later.
من دوباره بعداً زنگ میزنم.
Sumless conflict again and again inside my body.
درگیری بی پایان بارها و بارها در بدنم.
born-again patriotism; a born-again fiscal conservative.
میهنپرستی دوباره متولد شده؛ یک محافظهکار مالی دوباره متولد شده.
Again, such timidity is misplaced.
باز هم، چنین ترسو بودن جای خود را ندارد.
what was your name again?.
اسم شما دوباره چه بود؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید