again

[ایالات متحده]/ə'gen/
[بریتانیا]/ə'ɡɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. یک بار دیگر، از سوی دیگر، علاوه بر این، پاسخ، واکنش

عبارات و ترکیب‌ها

once again

باز هم

try again

دوباره امتحان کن

over again

دوباره

again and again

مجدداً و مجدداً

come again

دوباره بیا

never again

دیگر هرگز

time and again

بارها و بارها

rise again

دوباره سر بلند شو

yet again

باز هم

on again

دوباره روشن

begin again

دوباره شروع کن

but then again

اما باز هم

now and again

گاهی اوقات

breathe again

دوباره نفس بکش

start over again

دوباره شروع کن

give again

دوباره بده

جملات نمونه

an on-again, off-again correspondence.

یک مکاتبه متناوب

Again and again the test met with no success.

بارها و بارها آزمون با موفقیت همراه نبود.

Say it again in English.

باز هم آن را به زبان انگلیسی بگویید.

The House again divided.

مجلس دوباره تقسیم شد.

Again they got into difficulties.

آنها دوباره دچار مشکل شدند.

we'll try again Friday.

ما دوباره جمعه امتحان خواهیم کرد.

work began again in earnest.

کار دوباره با جدیت شروع شد.

Come around again sometime.

کمی دیگر دوباره سر بزنید.

Once again the train was late.

یک بار دیگر قطار دیر رسید.

The Nagual was once again blamed.

یک بار دیگر ناگوال مقصر شناخته شد.

John's on the bottle again!

جان دوباره به الکل روی آورده است!

I'll call again later.

من دوباره بعداً زنگ می‌زنم.

Sumless conflict again and again inside my body.

درگیری بی پایان بارها و بارها در بدنم.

born-again patriotism; a born-again fiscal conservative.

میهن‌پرستی دوباره متولد شده؛ یک محافظه‌کار مالی دوباره متولد شده.

Again, such timidity is misplaced.

باز هم، چنین ترسو بودن جای خود را ندارد.

what was your name again?.

اسم شما دوباره چه بود؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید