agedly advise
با حال و هوا مشاوره بده
agedly reflect
با حال و هوا بازتاب کردن
agedly ponder
با حال و هوا فکر کردن
agedly behave
با حال و هوا رفتار کردن
agedly respond
با حال و هوا پاسخ دادن
agedly perceive
با حال و هوا درک کردن
agedly accumulate
با حال و هوا جمع آوری کردن
agedly understand
با حال و هوا فهمیدن
agedly consider
با حال و هوا در نظر گرفتن
he agedly reminisced about his childhood.
او به طور مسنانه به دوران کودکی خود فکر کرد.
she agedly considered her options before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، گزینههای خود را به طور مسنانه در نظر گرفت.
he agedly surveyed the room, taking in every detail.
او اتاق را با دقت بررسی کرد و تمام جزئیات را در نظر گرفت.
they agedly negotiated the terms of their agreement.
آنها شرایط توافق خود را به طور مسنانه مذاکره کردند.
the seasoned detective agedly observed the suspect’s behavior.
مامور کارکشته به طور مسنانه رفتار مظنون را زیر نظر داشت.
she agedly navigated the complex social situation.
او به طور مسنانه از پس موقعیت اجتماعی پیچیده برآمد.
agedly, he shared his wisdom with the younger generation.
به طور مسنانه، او خرد خود را با نسل جوان در میان گذاشت.
he agedly responded to the unexpected challenge.
او به طور مسنانه به چالش غیرمنتظره پاسخ داد.
agedly, she assessed the risks and rewards of the opportunity.
به طور مسنانه، او خطرات و پاداشهای فرصت را ارزیابی کرد.
the agedly politician delivered a powerful speech.
سیاستمدن مسن سخنرانی قدرتمندی ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید