agonizing

[ایالات متحده]/ˈæ gənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/'ægə'naɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد کننده درد یا رنج شدید؛ ایجاد کننده ناراحتی زیاد؛ ایجاد کننده عذاب روحی شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

agonizing decision

تصمیم طاقت‌فرسا

agonizing wait

انتظار طاقت‌فرسا

agonizing uncertainty

نااطمینانی طاقت‌فرسا

جملات نمونه

there is an agonizing choice to make.

انتخاب دردناکی وجود دارد.

As a result, the pests would be on the rack and agonizing or even have the symptom of swivet and twitch.

در نتیجه، آفات روی تشتک و درد کشیده یا حتی دچار نشانه‌های اضطراب و لرزش خواهند شد.

نمونه‌های واقعی

He made the agonizing decision at the eleventh hour.

او تصمیم دردناک را در آخرین لحظه گرفت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

You create it by living it, not agonizing about it.”

آن را با زندگی کردن ایجاد کنید، نه با فکر کردن و رنج کشیدن.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Relinquishing any control was agonizing to him.

تسلیم هر گونه کنترلی برای او دردناک بود.

منبع: Steve Jobs Biography

Oh, I'm in agonizing pain. Thanks for asking.

اوه، من درد وحشتناکی دارم. ممنون که پرسیدید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

It was an agonizing choice for the new Ukrainian president.

این یک انتخاب دردناک برای رئیس جمهور جدید اوکراین بود.

منبع: NPR News November 2019 Collection

He was in such agonizing pain that even the smallest movement was unbearable.

او درد وحشتناکی داشت که حتی کوچکترین حرکت هم غیرقابل تحمل بود.

منبع: TED-Ed (video version)

And die a slow, agonizing death From a viral infection than work with you.

و از یک عفونت ویروسی به جای همکاری با شما، به آرامی و با درد بمیرم.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

Data can help leaders cut through subjective biases to answer agonizing questions more confidently.

داده ها می توانند به رهبران کمک کنند تا از پیش فرض های ذهنی عبور کنند و با اطمینان بیشتری به سؤالات دردناک پاسخ دهند.

منبع: DN.A+ L7

The slow and agonizing method through which children are tortured and killed seems needlessly cruel.

روش آهسته و دردناک که کودکان در آن شکنجه و کشته می شوند، به طرز غیرضروری سادیستی به نظر می رسد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

And he was poisoned by radioactive polonium. He died the slow agonizing death in 2006.

او با پولونیوم رادیواکتیو مسموم شد. او در سال 2006 به آرامی و با درد مرد.

منبع: NPR News March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید