airbed

[ایالات متحده]/ˈɛərbɛd/
[بریتانیا]/ˈerˌbɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تشک بادی.

جملات نمونه

we inflated the airbed before our guests arrived.

ما تشک بادی را قبل از ورود مهمانانمان باد کردیم.

the airbed was comfortable enough for sleeping on.

تشک بادی برای خوابیدن به اندازه کافی راحت بود.

an airbed is a good option for camping trips.

تشک بادی یک گزینه خوب برای سفر کمپینگ است.

the children were excited to sleep on the new airbed.

بچه ها از خوابیدن روی تشک بادی جدید هیجان زده بودند.

we packed up the airbed after the party was over.

ما تشک بادی را بعد از تمام شدن مهمانی جمع کردیم.

the airbed deflated quickly when we turned off the pump.

تشک بادی به سرعت خالی شد وقتی پمپ را خاموش کردیم.

you can find airbeds in a variety of sizes and colors.

می‌توانید تشک‌های بادی را در اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف پیدا کنید.

the airbed was surprisingly spacious for two people.

تشک بادی به طور غیرمنتظره ای برای دو نفر جادار بود.

we bought an electric airbed pump to make inflation easier.

ما یک پمپ تشک بادی برقی خریدیم تا باد کردن آن آسان‌تر شود.

the airbed is a great alternative to traditional mattresses.

تشک بادی یک جایگزین عالی برای تشک‌های سنتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید