| جمع | aircrewmen |
aircrewman training
آموزش خدمه پرواز
aircrewman qualification
صلاحیت خدمه پرواز
experienced aircrewman
خدمه پرواز با تجربه
aircrewman safety briefing
اطلاعیه ایمنی خدمه پرواز
certified aircrewman
خدمه پرواز دارای گواهینامه
aircrewman checklist
لیست بررسی خدمه پرواز
qualified aircrewman
خدمه پرواز واجد شرایط
aircrewman performance evaluation
ارزیابی عملکرد خدمه پرواز
naval aircrewman
خدمه پرواز نیروی دریایی
the aircrewman checked the aircraft's instruments carefully.
خلبان دستگاههای هواپیما را با دقت بررسی کرد.
experienced aircrewmen are essential for safe flight operations.
خلبانان با تجربه برای ایمنی عملیات پروازی ضروری هستند.
aircrewmen undergo rigorous training to handle emergencies.
خلبانان برای مقابله با شرایط اضطراری، آموزشهای سختگیرانه میبینند.
the aircrewman communicated effectively with the pilots.
خلبان به طور موثر با خلبانان ارتباط برقرار کرد.
aircrewmen are responsible for the safety and well-being of passengers.
خلبانان مسئول ایمنی و رفاه مسافران هستند.
he was an aircrewman in the army during his service.
او در طول خدمت خود یک خلبان در ارتش بود.
aircrewmen work closely with ground crew to prepare for take-off.
خلبانان برای آماده شدن برای برخاستن، به طور نزدیک با خدمه زمینی کار میکنند.
a dedicated aircrewman always prioritizes safety over everything else.
یک خلبان متعهد همیشه ایمنی را بر همه چیز اولویت میدهد.
the aircrewman skillfully navigated the aircraft through turbulence.
خلبان به طور ماهرانه هواپیما را در میان تلاطم هوا هدایت کرد.
aircrewmen play a vital role in international aviation.
خلبانان نقش حیوی در هوانوردی بینالمللی ایفا میکنند.
aircrewman training
آموزش خدمه پرواز
aircrewman qualification
صلاحیت خدمه پرواز
experienced aircrewman
خدمه پرواز با تجربه
aircrewman safety briefing
اطلاعیه ایمنی خدمه پرواز
certified aircrewman
خدمه پرواز دارای گواهینامه
aircrewman checklist
لیست بررسی خدمه پرواز
qualified aircrewman
خدمه پرواز واجد شرایط
aircrewman performance evaluation
ارزیابی عملکرد خدمه پرواز
naval aircrewman
خدمه پرواز نیروی دریایی
the aircrewman checked the aircraft's instruments carefully.
خلبان دستگاههای هواپیما را با دقت بررسی کرد.
experienced aircrewmen are essential for safe flight operations.
خلبانان با تجربه برای ایمنی عملیات پروازی ضروری هستند.
aircrewmen undergo rigorous training to handle emergencies.
خلبانان برای مقابله با شرایط اضطراری، آموزشهای سختگیرانه میبینند.
the aircrewman communicated effectively with the pilots.
خلبان به طور موثر با خلبانان ارتباط برقرار کرد.
aircrewmen are responsible for the safety and well-being of passengers.
خلبانان مسئول ایمنی و رفاه مسافران هستند.
he was an aircrewman in the army during his service.
او در طول خدمت خود یک خلبان در ارتش بود.
aircrewmen work closely with ground crew to prepare for take-off.
خلبانان برای آماده شدن برای برخاستن، به طور نزدیک با خدمه زمینی کار میکنند.
a dedicated aircrewman always prioritizes safety over everything else.
یک خلبان متعهد همیشه ایمنی را بر همه چیز اولویت میدهد.
the aircrewman skillfully navigated the aircraft through turbulence.
خلبان به طور ماهرانه هواپیما را در میان تلاطم هوا هدایت کرد.
aircrewmen play a vital role in international aviation.
خلبانان نقش حیوی در هوانوردی بینالمللی ایفا میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید