airier

[ایالات متحده]/ˈeɪriə(r)/
[بریتانیا]/ˈɛərēər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر هوادار؛ کمتر متراکم یا ضخیم در هوا.

جملات نمونه

the mountain air was airier than the valley air.

هوای کوهستانی از هوای دره خلوت‌تر بود.

after cleaning the house, the air felt airier.

بعد از تمیز کردن خانه، هوا خلوت‌تر احساس می‌شد.

the room felt airier with the windows open.

با باز بودن پنجره‌ها، اتاق خلوت‌تر احساس می‌شد.

she prefers to live in a place with airier surroundings.

او ترجیح می‌دهد در مکانی با محیط خلوت‌تر زندگی کند.

the new apartment had airier living spaces.

آپارتمان جدید فضای زندگی خلوت‌تری داشت.

a light breeze made the air feel airier.

نسیمی ملایم باعث شد هوا خلوت‌تر احساس شود.

the higher you climb, the airier the air becomes.

هرچه بیشتر بالا می‌روید، هوا خلوت‌تر می‌شود.

he took a deep breath of the airier mountain air.

او یک نفس عمیق از هوای کوهستانی خلوت‌تر کشید.

the coastal town had an airier atmosphere than the city.

شهر ساحلی فضایی خلوت‌تر از شهر داشت.

walking in the park made the air feel airier and more pleasant.

قدم زدن در پارک باعث شد هوا خلوت‌تر و دلپذیرتر احساس شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید