stuffier

[ایالات متحده]/ˈstʌfɪə/
[بریتانیا]/ˈstʌfɪr/

ترجمه

adj. هوای بد داشتن (مقایسه‌ای از گرفته)؛ به‌خوبی تهویه‌نشده؛ کهنه (در دیدگاه‌ها یا روش‌ها)؛ احتقان بینی

عبارات و ترکیب‌ها

stuffier air

هوا سنگین‌تر

stuffier room

اتاق سنگین‌تر

stuffier atmosphere

فضای سنگین‌تر

stuffier conditions

شرایط سنگین‌تر

stuffier clothes

لباس سنگین‌تر

stuffier surroundings

محیط سنگین‌تر

stuffier situation

وضعیت سنگین‌تر

stuffier furniture

چیدمان سنگین‌تر

stuffier style

سبک سنگین‌تر

stuffier design

طراحی سنگین‌تر

جملات نمونه

the room felt stuffier than usual after the party.

فضای اتاق بعد از مهمانی غیرمعمول‌تر و خفقانی‌تر بود.

he complained that the air was stuffier in the old building.

او شکایت کرد که هوای ساختمان قدیمی‌تر خفقانی‌تر بود.

as the meeting went on, it became stuffier and harder to concentrate.

با طولانی شدن جلسه، هوا خفقانی‌تر و تمرکز کردن سخت‌تر شد.

wearing a suit made him feel stuffier in the warm weather.

پوشیدن کت و شلوار باعث می‌شد در هوای گرم احساس خفقان بیشتری داشته باشد.

the stuffier the room, the more i wanted to open a window.

هرچه اتاق خفقانی‌تر بود، بیشتر می‌خواستم یک پنجره را باز کنم.

after the heater was turned on, the air became stuffier.

بعد از روشن شدن بخاری، هوا خفقانی‌تر شد.

the stuffier atmosphere made it difficult to breathe.

فضای خفقانی نفس کشیدن را دشوار می‌کرد.

she felt stuffier in the car with all the windows closed.

با تمام پنجره‌های بسته، او در ماشین احساس خفقان بیشتری کرد.

it was stuffier in the basement compared to the rest of the house.

در مقایسه با بقیه خانه، زیرزمین خفقانی‌تر بود.

the stuffier environment made everyone feel lethargic.

محیط خفقانی باعث می‌شد همه احساس بی‌حالی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید