airmiss

[ایالات متحده]/ˈeərmɪs/
[بریتانیا]/ˈɛrˌmɪs/

ترجمه

n. تصادف هواپیما در حال پرواز که به سختی از وقوع آن جلوگیری شد.
Word Forms
جمعairmisses

عبارات و ترکیب‌ها

airmiss report

گزارش نزدیک شدن هواپیما

avoid airmiss

اجتناب از نزدیک شدن هواپیما

air traffic airmiss

نزدیک شدن هواپیما در ترافیک هوایی

near airmiss

نزدیک شدن هواپیما

airmiss event

حادثه نزدیک شدن هواپیما

prevent airmiss

جلوگیری از نزدیک شدن هواپیما

analyze airmiss

تجزیه و تحلیل نزدیک شدن هواپیما

airmiss scenario

سناریوی نزدیک شدن هواپیما

airmiss probability

احتمال نزدیک شدن هواپیما

serious airmiss

نزدیک شدن جدی هواپیما

جملات نمونه

the missile had a near airmiss.

موشک نزدیک به برخورد هوایی داشت.

the pilot skillfully avoided an airmiss.

خلبان به طرز ماهرانه ای از برخورد هوایی اجتناب کرد.

there was a close airmiss during the bombing raid.

در جریان حمله هوایی، یک برخورد هوایی نزدیک رخ داد.

the fighter jet narrowly avoided an airmiss with the enemy plane.

جت جنگنده به سختی از برخورد هوایی با هواپیمای دشمن اجتناب کرد.

an airmiss could have catastrophic consequences.

یک برخورد هوایی می توانست عواقب فاجعه بار داشته باشد.

the radar detected a potential airmiss.

رادار یک برخورد هوایی احتمالی را تشخیص داد.

the pilot reported an airmiss during the training exercise.

خلبان یک برخورد هوایی را در طول تمرین آموزشی گزارش کرد.

he was lucky to escape an airmiss by a hair.

خوش شانس بود که از یک برخورد هوایی به طرز معجزه‌آسایی جان سالم به در برد.

the enemy launched missiles, but there were several airmisses.

دشمن موشک پرتاب کرد، اما چندین برخورد هوایی وجود داشت.

airspace control is crucial to prevent airmisses.

کنترل فضای هوایی برای جلوگیری از برخورد هوایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید