| جمع | airmisses |
airmiss report
گزارش نزدیک شدن هواپیما
avoid airmiss
اجتناب از نزدیک شدن هواپیما
air traffic airmiss
نزدیک شدن هواپیما در ترافیک هوایی
near airmiss
نزدیک شدن هواپیما
airmiss event
حادثه نزدیک شدن هواپیما
prevent airmiss
جلوگیری از نزدیک شدن هواپیما
analyze airmiss
تجزیه و تحلیل نزدیک شدن هواپیما
airmiss scenario
سناریوی نزدیک شدن هواپیما
airmiss probability
احتمال نزدیک شدن هواپیما
serious airmiss
نزدیک شدن جدی هواپیما
the missile had a near airmiss.
موشک نزدیک به برخورد هوایی داشت.
the pilot skillfully avoided an airmiss.
خلبان به طرز ماهرانه ای از برخورد هوایی اجتناب کرد.
there was a close airmiss during the bombing raid.
در جریان حمله هوایی، یک برخورد هوایی نزدیک رخ داد.
the fighter jet narrowly avoided an airmiss with the enemy plane.
جت جنگنده به سختی از برخورد هوایی با هواپیمای دشمن اجتناب کرد.
an airmiss could have catastrophic consequences.
یک برخورد هوایی می توانست عواقب فاجعه بار داشته باشد.
the radar detected a potential airmiss.
رادار یک برخورد هوایی احتمالی را تشخیص داد.
the pilot reported an airmiss during the training exercise.
خلبان یک برخورد هوایی را در طول تمرین آموزشی گزارش کرد.
he was lucky to escape an airmiss by a hair.
خوش شانس بود که از یک برخورد هوایی به طرز معجزهآسایی جان سالم به در برد.
the enemy launched missiles, but there were several airmisses.
دشمن موشک پرتاب کرد، اما چندین برخورد هوایی وجود داشت.
airspace control is crucial to prevent airmisses.
کنترل فضای هوایی برای جلوگیری از برخورد هوایی بسیار مهم است.
airmiss report
گزارش نزدیک شدن هواپیما
avoid airmiss
اجتناب از نزدیک شدن هواپیما
air traffic airmiss
نزدیک شدن هواپیما در ترافیک هوایی
near airmiss
نزدیک شدن هواپیما
airmiss event
حادثه نزدیک شدن هواپیما
prevent airmiss
جلوگیری از نزدیک شدن هواپیما
analyze airmiss
تجزیه و تحلیل نزدیک شدن هواپیما
airmiss scenario
سناریوی نزدیک شدن هواپیما
airmiss probability
احتمال نزدیک شدن هواپیما
serious airmiss
نزدیک شدن جدی هواپیما
the missile had a near airmiss.
موشک نزدیک به برخورد هوایی داشت.
the pilot skillfully avoided an airmiss.
خلبان به طرز ماهرانه ای از برخورد هوایی اجتناب کرد.
there was a close airmiss during the bombing raid.
در جریان حمله هوایی، یک برخورد هوایی نزدیک رخ داد.
the fighter jet narrowly avoided an airmiss with the enemy plane.
جت جنگنده به سختی از برخورد هوایی با هواپیمای دشمن اجتناب کرد.
an airmiss could have catastrophic consequences.
یک برخورد هوایی می توانست عواقب فاجعه بار داشته باشد.
the radar detected a potential airmiss.
رادار یک برخورد هوایی احتمالی را تشخیص داد.
the pilot reported an airmiss during the training exercise.
خلبان یک برخورد هوایی را در طول تمرین آموزشی گزارش کرد.
he was lucky to escape an airmiss by a hair.
خوش شانس بود که از یک برخورد هوایی به طرز معجزهآسایی جان سالم به در برد.
the enemy launched missiles, but there were several airmisses.
دشمن موشک پرتاب کرد، اما چندین برخورد هوایی وجود داشت.
airspace control is crucial to prevent airmisses.
کنترل فضای هوایی برای جلوگیری از برخورد هوایی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید