airpumps

[ایالات متحده]/ˈeərˌpʌmp/
[بریتانیا]/ˈɛrˌpʌmp/

ترجمه

n. دستگاهی که هوا را پمپ می‌کند؛ ابزاری برای باد کردن لاستیک‌ها یا اشیاء دیگر با هوا.

عبارات و ترکیب‌ها

airpump failure

خرابی پمپ هوا

check the airpump

بررسی پمپ هوا

replace the airpump

تعویض پمپ هوا

airpump assembly

مونتاژ پمپ هوا

airpump pressure sensor

سنسور فشار پمپ هوا

airpump hose connection

اتصال شلنگ پمپ هوا

airpump belt tensioner

تنظیم کننده کشش تسمه پمپ هوا

airpump priming procedure

روش راه اندازی اولیه پمپ هوا

airpump service manual

دفترچه راهنمای خدمات پمپ هوا

airpump diagnostics code

کد تشخیصی پمپ هوا

جملات نمونه

the airpump is used to inflate tires.

پمپ هوا برای باد کردن لاستیک‌ها استفاده می‌شود.

he checked the pressure with an airpump.

او فشار را با استفاده از پمپ هوا بررسی کرد.

make sure the airpump is turned off before removing the hose.

قبل از جدا کردن شلنگ، مطمئن شوید که پمپ هوا خاموش است.

the airpump made a loud humming noise.

پمپ هوا صدای زمزمه بلندی ایجاد کرد.

a small electric airpump is perfect for bicycles.

یک پمپ هوای کوچک برقی برای دوچرخه ها عالی است.

the car's airpump failed, so they had to get it towed.

پمپ هوای ماشین خراب شد، بنابراین مجبور شدند آن را بکشند.

they used an airpump to inflate the life raft.

آنها از پمپ هوا برای باد کردن قایق نجات استفاده کردند.

the scuba diver's airpump was essential for breathing underwater.

پمپ هوای غواص برای تنفس در زیر آب ضروری بود.

the mechanic used an airpump to test the tire pressure.

مکانیک از پمپ هوا برای تست فشار لاستیک استفاده کرد.

an airpump is a common tool found in most garages.

پمپ هوا ابزاری رایج است که در اکثر گاراژها یافت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید