ventilator

[ایالات متحده]/'ventɪleɪtə/
[بریتانیا]/'vɛntɪletɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا ماشینی که تهویه یا هوادهی را فراهم می‌کند؛ فردی که مسئول فراهم کردن تهویه است؛ کسی که چیزی را اعلام یا افشا می‌کند.

جملات نمونه

The patient was put on a ventilator to assist with breathing.

بیمار برای کمک به تنفس تحت ونتیلاتور قرار گرفت.

The hospital purchased new ventilators to prepare for the influx of COVID-19 patients.

بیمارستان برای آمادگی برای ورود بیماران COVID-19 دستگاه‌های ونتیلاتور جدید خریداری کرد.

The doctor adjusted the settings on the ventilator to optimize oxygen delivery.

پزشک تنظیمات دستگاه ونتیلاتور را برای بهینه‌سازی رساندن اکسیژن تنظیم کرد.

The ventilator hummed softly in the background of the hospital room.

دستگاه ونتیلاتور به آرامی در پس‌زمینه اتاق بیمارستان زمزمه می‌کرد.

During surgery, the patient was connected to a ventilator to maintain proper oxygen levels.

در طول جراحی، بیمار برای حفظ سطح اکسیژن مناسب به دستگاه ونتیلاتور متصل شد.

The medical team monitored the patient closely while on the ventilator.

تیم پزشکی در حالی که بیمار روی دستگاه ونتیلاتور بود، به طور دقیق او را زیر نظر داشت.

The ventilator is a crucial piece of equipment in intensive care units.

دستگاه ونتیلاتور یک قطعه حیاتی تجهیزات در بخش مراقبت‌های ویژه است.

The sound of the ventilator provided a sense of comfort in the quiet hospital room.

صدای دستگاه ونتیلاتور در اتاق بیمارستان آرام، احساس راحتی ایجاد کرد.

The nurse checked the ventilator's alarms regularly to ensure proper functioning.

پرستار به طور منظم آلارم‌های دستگاه ونتیلاتور را بررسی می‌کرد تا از عملکرد صحیح آن اطمینان حاصل کند.

The hospital technician performed maintenance on the ventilator to keep it in top condition.

تکنسین بیمارستان برای حفظ دستگاه ونتیلاتور در بهترین شرایط، تعمیر و نگهداری انجام داد.

نمونه‌های واقعی

So this is not a bridge ventilator.

پس این یک دستگاه تنفسی پل نیست.

منبع: VOA Standard English_Americas

We got the gowns;we got the masks;we made the ventilators.

ما لباس‌ها را به دست آوردیم؛ما ماسک‌ها را به دست آوردیم؛ما دستگاه‌های تنفسی را ساختیم.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

GM has said it could build 10,000 ventilator in a month.

جی‌ام گفته است که می‌تواند 10000 دستگاه تنفسی در یک ماه بسازد.

منبع: BBC Listening Collection March 2020

He remained conscious and was able to breathe without needing a ventilator.

او هوشیار ماند و توانست بدون نیاز به دستگاه تنفسی نفس بکشد.

منبع: The Chronicles of Novel Events

President Trump ordered General Motors to make desperately needed ventilators.

رئیس جمهور ترامپ دستور داد که جنرال موتورز دستگاه‌های تنفسی بسیار مورد نیاز را تولید کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

It's also working to get more ventilators, machines that help hospital patients breathe, built and distributed.

همچنین در تلاش است تا دستگاه‌های تنفسی بیشتری، دستگاه‌هایی که به بیماران بیمارستانی کمک می‌کنند تا نفس بکشند، تولید و توزیع کند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Ventilators are badly needed in developing countries.

دستگاه‌های تنفسی در کشورهای در حال توسعه به شدت مورد نیاز هستند.

منبع: VOA Standard English_Africa

Eight-thousand hospital beds have been equipped with ventilators.

هشت هزار تخت بیمارستانی با دستگاه‌های تنفسی مجهز شده‌اند.

منبع: CRI Online June 2020 Collection

They will run short of equipment, including ventilators.

آنها کمبود تجهیزات، از جمله دستگاه‌های تنفسی خواهند داشت.

منبع: The Economist (Summary)

He was on a ventilator for 3 months.

او به مدت 3 ماه روی دستگاه تنفسی بود.

منبع: BBC Listening Collection November 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید