airwaves

[ایالات متحده]/ˈɛːrwɛvz/
[بریتانیا]/ˈɛrˌweɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرکانس‌های تابش الکترومغناطیسی که برای انتقال سیگنال‌های رادیویی و تلویزیونی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

jam the airwaves

تداخل در امواج رادیویی

capture the airwaves

گرفتن امواج رادیویی

clear the airwaves

پاکسازی امواج رادیویی

جملات نمونه

radio stations broadcast their programs over the airwaves.

ایستگاه‌های رادیویی برنامه‌های خود را از طریق امواج رادیویی پخش می‌کنند.

the new technology allows for faster transmission of data over the airwaves.

فناوری جدید امکان انتقال سریع‌تر داده‌ها از طریق امواج رادیویی را فراهم می‌کند.

their message was broadcast across the airwaves to millions of listeners.

پیام آنها از طریق امواج رادیویی برای میلیون‌ها شنونده پخش شد.

the government controls access to the airwaves.

دولت دسترسی به امواج رادیویی را کنترل می‌کند.

he tuned in his radio to pick up the signal on the airwaves.

او رادیوی خود را روشن کرد تا سیگنال را روی امواج رادیویی دریافت کند.

the band's music reached millions through the airwaves.

موسیقی گروه از طریق امواج رادیویی به میلیون‌ها نفر رسید.

she listened intently to the news broadcast on the airwaves.

او با دقت به اخبار پخش شده از طریق امواج رادیویی گوش داد.

the interference disrupted their transmission over the airwaves.

تداخل باعث اختلال در انتقال آنها از طریق امواج رادیویی شد.

his voice resonated across the airwaves, reaching a wide audience.

صدای او در سراسر امواج رادیویی طنین‌انداز شد و به مخاطبان زیادی رسید.

the signal was weak and hard to pick up on the airwaves.

سیگنال ضعیف بود و دریافت آن در امواج رادیویی دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید