albinisms

[ایالات متحده]/ˈælbaɪnɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌælbiːnɪzəm/

ترجمه

n. شرایطی که با کمبود رنگدانه ملانین مشخص می‌شود و منجر به پوست، مو و چشمان روشن می‌گردد.

عبارات و ترکیب‌ها

albinisms in animals

белиژ در حیوانات

understanding albinisms

درک آلبینیسم

treatments for albinisms

درمان‌های آلبینیسم

awareness of albinisms

آگاهی از آلبینیسم

research on albinisms

تحقیقات در مورد آلبینیسم

جملات نمونه

the genetic condition of albinisms can cause vision problems.

شرایط ژنتیکی آلبینیسم می‌تواند باعث مشکلات بینایی شود.

albinisms are often associated with pink or red eyes.

آلبینیسم اغلب با چشم‌های صورتی یا قرمز همراه است.

there are different types of albinisms that affect pigmentation.

انواع مختلفی از آلبینیسم وجود دارد که بر رنگدانه تأثیر می‌گذارد.

albinisms can occur in both humans and animals.

آلبینیسم می‌تواند هم در انسان و هم در حیوانات رخ دهد.

awareness about albinisms is increasing globally.

آگاهی در مورد آلبینیسم به طور جهانی در حال افزایش است.

researchers are studying the genetic causes of albinisms.

محققان در حال بررسی علل ژنتیکی آلبینیسم هستند.

individuals with albinisms may need special care and support.

افرادی که مبتلا به آلبینیسم هستند ممکن است به مراقبت و حمایت ویژه نیاز داشته باشند.

albinisms are not contagious or a result of poor hygiene.

آلبینیسم مسری نیست یا نتیجه بهداشت نامناسب نیست.

there are organizations dedicated to supporting people with albinisms.

سازمان‌هایی وجود دارند که به حمایت از افراد مبتلا به آلبینیسم اختصاص داده شده‌اند.

albinisms can affect an individual's social and emotional well-being.

آلبینیسم می‌تواند بر سلامت اجتماعی و عاطفی یک فرد تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید