alderman

[ایالات متحده]/'ɔːldəmən/
[بریتانیا]/'ɔldɚmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از یک نهاد قانون‌گذاری شهرداری، به‌ویژه شورای شهر.

جملات نمونه

The alderman proposed a new ordinance for the city council to consider.

شهردار یک مصوبه جدید را برای بررسی به شورای شهر پیشنهاد کرد.

The alderman was known for his dedication to public service.

شهردار به دلیل تعهدش به خدمت عمومی شناخته می‌شد.

The alderman attended the community meeting to address residents' concerns.

شهردار در جلسه محلی حضور یافت تا به نگرانی‌های ساکنان رسیدگی کند.

The alderman's speech at the town hall was well-received by the audience.

سخنرانی شهردار در تالار شهر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد.

The alderman worked closely with local businesses to promote economic development.

شهردار به طور نزدیک با کسب و کارهای محلی برای ترویج توسعه اقتصادی همکاری کرد.

Residents can voice their opinions and concerns to the alderman during office hours.

ساکنان می‌توانند در ساعات اداری نظرات و نگرانی‌های خود را با شهردار در میان بگذارند.

The alderman's re-election campaign focused on improving infrastructure in the city.

کمپین بازگشت شهردار به قدرت بر بهبود زیرساخت‌ها در شهر تمرکز داشت.

The alderman advocated for more green spaces and parks in the urban area.

شهردار از ایجاد فضاهای سبز و پارک‌های بیشتر در مناطق شهری حمایت کرد.

The alderman collaborated with other officials to address public safety issues in the neighborhood.

شهردار با سایر مقامات همکاری کرد تا به مسائل ایمنی عمومی در محله رسیدگی کند.

The alderman's term in office will end next year, and a new election will be held.

دوره تصدی شهردار سال آینده به پایان می‌رسد و انتخابات جدید برگزار خواهد شد.

نمونه‌های واقعی

And I said, " Write your alderman or your mayor or something."

و من گفتم: "نامه ای به شورای شهر یا شهردار یا هر چیزی بنویسید."

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

Is it alderman, governor, councilman or mayor?

آیا شورای شهر، فرماندار، عضو شورای شهر یا شهردار؟

منبع: CNN Listening Compilation January 2014

But the alderman never waited to hear the rest.

اما شورای شهر منتظر نماند که بقیه را بشنود.

منبع: The Short Stories of Mark Twain

Then she should talk to her alderman.

سپس باید با شورای شهر خود صحبت کند.

منبع: Atlantic Empire Season 1

James Neary, the alderman from the fourth ward?

جیمز نیری، شورای شهر از منطقه چهارم؟

منبع: Atlantic Empire Season 1

Still the larger cities like New York and Chicago kept their boards of aldermen.

با این حال، شهرهای بزرگتر مانند نیویورک و شیکاگو شوراهای شهر خود را حفظ کردند.

منبع: American history

A city alderman says Milwaukee has been a powder keg for potential violence this summer.

یک شورای شهر می گوید که ميلواكي در این تابستان یک بمب ساعتی برای خشونت های احتمالی بوده است.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening August 2016 Collection

He scooped them in solemnly, they said, until his paunch protruded like an alderman's.

آنها گفتند که با جدیت آنها را جمع کرد تا شکم او مانند شورای شهر بیرون زده شود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

Can you not speak with your alderman?

آیا نمی توانید با شورای شهر خود صحبت کنید؟

منبع: Atlantic Empire Season 1

A letter sent by the Lord Mayor and aldermen of London in 1597, which called for all plays to be cancelled.

نامه ای که توسط شهردار و شورای شهر لندن در سال 1597 ارسال شد و خواستار لغو تمام نمایش ها شد.

منبع: Crash Course in Drama

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید