alders

[ایالات متحده]/ˈɔːldərz/
[بریتانیا]/ˈɑːldər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع درخت آلدر، نوعی درخت.

جملات نمونه

the alders grew close together, forming a dense thicket.

سروها نزدیک به هم رشد کرده بودند و انبوهی متراکم ایجاد می‌کردند.

she walked through the grove of alders, enjoying the dappled sunlight.

او از میان انبوه درختان سرو عبور کرد و از نور خورشید که از میان شاخه‌ها می‌تابید لذت برد.

the alders provided shade for the weary travelers.

سروها سایه‌ای برای مسافران خسته فراهم می‌کردند.

the alders were a popular choice for firewood due to their dense wood.

به دلیل چوب متراکمشان، سروها انتخاب محبوبی برای هیزم بودند.

he carved his initials into the bark of an old alder tree.

او حروف اول نامش را روی پوسته‌ی یک درخت سرو قدیمی حک کرد.

the wind rustled the leaves of the alders, creating a soothing sound.

باد برگ‌های درختان سرو را به حرکت درآورد و صدایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

the alders were a haven for birds, providing them with shelter and food.

سروها پناهگاهی برای پرندگان بودند و سرپناه و غذا در اختیارشان قرار می‌دادند.

a lone alder tree stood tall and proud on the hilltop.

یک درخت سرو تنها و بلند و مغرور بر روی تپه‌ی بالا ایستاده بود.

the alders thrived in the moist, shady conditions of the forest floor.

سروها در شرایط مرطوب و سایه‌دار کف جنگل به خوبی رشد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید