alexics

[ایالات متحده]/əˈlɛksɪks/
[بریتانیا]/əˈlɛksɪks/

ترجمه

n. افراد با آлексیا؛ فردی که نمی‌تواند بخواند به دلیل عیب عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

alexic patients

بیماران آлексیک

alexic symptoms

علائم آлексیک

alexic disorder

اختلال آлексیک

alexic children

کودکان آлексیک

alexic adults

بزرگسالان آлексیک

being alexic

بودن آлексیک

alexic readers

خواننده‌های آлексیک

alexic individuals

افراد آлексیک

alexic condition

وضعیت آлексیک

alexic difficulties

مشکلات آлексیک

جملات نمونه

neurologists are conducting new research on alexic patients to understand reading recovery methods.

نورو لوژیست‌ها تحقیقات جدیدی در مورد بیماران آلکسیک برای درک روش‌های بازیابی خواندن انجام می‌دهند.

the alexic individual showed remarkable improvement after months of specialized therapy.

فرد آلکسیک پس از چند ماه درمان ویژه به بهبود قابل توجهی دست یافت.

alexic symptoms often manifest suddenly following a stroke in the left hemisphere.

علائم آلکسیک معمولاً پس از یک ایسکیم در نیمکره چپ به طور ناگهانی ظاهر می‌شوند.

the hospital's rehabilitation program specifically targets alexic conditions with visual cue training.

برنامه بازتوانی بیمارستان به طور خاص با آموزش اشارات بصری به شرایط آلکسیک می‌پردازد.

researchers discovered that some alexic individuals can still recognize words through tactile methods.

پژوهشگران کشف کردند که برخی از افراد آلکسیک هنوز می‌توانند کلمات را از طریق روش‌های حسی شناسایی کنند.

early intervention is crucial for alexic children to develop alternative communication strategies.

مداخله زودهنگام برای کودکان آلکسیک برای توسعه استراتژی‌های ارتباطی جایگزین ضروری است.

the alexic population requires personalized treatment plans based on lesion location.

جمعیت آلکسیک نیاز به برنامه‌های درمانی شخصی‌سازی شده بر اساس مکان لکه دارد.

studies of alexic cases have revealed important insights about brain language processing.

مطالعات موارد آلکسیک اطلاعات مهمی درباره پردازش زبان مغز آشکار کرده‌اند.

occupational therapists work closely with alexic patients to develop compensatory reading techniques.

درمانگران اشغالی به نزدیکی با بیماران آلکسیک کار می‌کنند تا فنون خواندن جبرانی توسعه دهند.

congenital alexics often develop exceptional auditory processing abilities as an adaptation.

آلکسیک‌های وارفی معمولاً توانایی‌های پردازش شنوایی بی‌ precedent را به عنوان یک تطبیق توسعه می‌دهند.

the neurologist assessed the alexic patient using standardized reading comprehension tests.

نورو لوژیست با استفاده از آزمون‌های درک مفهومی خواندن استاندارد بیمار آلکسیک را ارزیابی کرد.

alexic disorder can occur without any other cognitive impairments being present.

اختلال آلکسیک می‌تواند بدون وجود هرگونه نقص‌های شناختی دیگر رخ دهد.

family members of alexics should learn supportive communication techniques to assist recovery.

اعضای خانواده‌ی افراد آلکسیک باید تکنیک‌های ارتباطی حمایتی را یاد بگیرند تا به بازتوانی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید