alidad

[ایالات متحده]/əˈlɪdæd/
[بریتانیا]/əˈlɪˌdæd/

ترجمه

n. دستگاهی که در نقشه‌برداری و اندازه‌گیری برای تنظیم ابزارها استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعalidads

عبارات و ترکیب‌ها

alidade reading

خواندن علیاده

alidad verification

تایید علیاد

alidade alignment

تراز علیاده

alidad adjustment

تنظیم علیاد

جملات نمونه

the alidad of her claims was questionable.

اعتبار ادعاهای او زیر سوال بود.

his alidad in the field is undeniable.

اعتبار او در این زمینه غیرقابل انکار است.

the evidence presented had little alidad.

شواهد ارائه شده اعتبار کمی داشتند.

the judge questioned the alidad of the witness's testimony.

قاضی از اعتبار شهادت شاهد سوال کرد.

it is important to assess the alidad of information sources.

ارزیابی اعتبار منابع اطلاعاتی مهم است.

the alidad of the new theory needs further investigation.

اعتبار نظریه جدید نیاز به بررسی بیشتر دارد.

their alidad in handling this situation was remarkable.

نحوه برخورد آنها با این وضعیت شگفت انگیز بود.

the alidad of the product claims should be verified by independent testing.

اعتبار ادعاهای محصول باید توسط آزمایش های مستقل تأیید شود.

he lacked the alidad to convince the investors.

او اعتبار لازم برای متقاعد کردن سرمایه گذاران را نداشت.

the alidad of her story was supported by physical evidence.

اعتبار داستان او توسط شواهد فیزیکی تأیید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید