alienees

[ایالات متحده]/ˈeɪliːˌniː/
[بریتانیا]/əˈliːˌniː/

ترجمه

n. شخصی که مالکیت یا حقوقی را از شخص دیگری دریافت می‌کند، معمولاً از طریق یک فرآیند قانونی مانند ارث یا انتقال؛ دریافت‌کننده چیزی، به‌ویژه در یک زمینه قانونی.

عبارات و ترکیب‌ها

alienee beneficiary

بخش‌بردار

alienee rights

حقوق ذینفع

alienee status

وضعیت ذینفع

alienee protection

حمایت از ذینفع

alienee welfare

رفاه ذینفع

alienee support

حمایت از ذینفع

alienee assistance

کمک به ذینفع

alienee representation

نمایندگی ذینفع

alienee case

پرونده ذینفع

جملات نمونه

the alienee felt overwhelmed by the unfamiliar surroundings.

مشمئِز احساس غرق شدن به دلیل محیط‌های ناآشنا داشت.

the alienee struggled to communicate with the locals.

مشمئِز برای برقراری ارتباط با مردم محلی تلاش کرد.

despite being an alienee, she quickly made friends.

با وجود اینکه مشمئِز بود، او به سرعت دوست پیدا کرد.

the alienee was welcomed with open arms by the community.

مشمئِز با آغوش باز توسط جامعه مورد استقبال قرار گرفت.

being an alienee can be both exciting and challenging.

مشمئِز بودن می تواند هم هیجان انگیز و هم چالش برانگیز باشد.

the alienee brought new ideas and perspectives to the group.

مشمئِز ایده ها و دیدگاه های جدیدی را به گروه آورد.

the alienee yearned for her home and family.

او دلش برای خانه و خانواده اش به عنوان مشمئِز تنگ شده بود.

she learned to adapt to the new culture as an alienee.

او به عنوان مشمئِز یاد گرفت که با فرهنگ جدید سازگار شود.

the alienee's presence enriched the community.

حضور مشمئِز باعث غنی شدن جامعه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید