alighted

[ایالات متحده]/əˈlaɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈlaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به پایین آمدن از چیزی؛ فرود آمدن
adj. در حال سوختن یا روشن

جملات نمونه

the plane alighted safely at the airport.

هواپیما با سلامت و ایمنی در فرودگاه نشست.

she alighted from the bus and hurried into the store.

او از اتوبوس پیاده شد و به سرعت وارد مغازه شد.

after a long journey, they finally alighted at their destination.

پس از یک سفر طولانی، آن‌ها سرانجام در مقصد خود پیاده شدند.

the knight alighted his horse and bowed to the lady.

شوالیه از اسبش پیاده شد و به بانوی جوان تعظیم کرد.

he alighted from his bicycle, feeling tired after the ride.

او از دوچرخه خود پیاده شد و بعد از رانندگی احساس خستگی کرد.

the weary travelers alighted at the roadside inn for a rest.

مسافران خسته در مسافرخانه کنار جاده پیاده شدند تا استراحت کنند.

as dusk approached, the birds alighted on the branches of the trees.

همچون رو به شب شدن هوا، پرندگان روی شاخه‌های درختان نشستند.

the helicopter alighted in a clearing near the mountain peak.

بالگرد در یک فضای باز نزدیک به قله کوه نشست.

with a gentle thud, the spacecraft alighted on the lunar surface.

با یک ضربه آرام، فضاپیما بر سطح ماه نشست.

the firefly alighted on the flower, illuminating its petals with a soft glow.

جرغه روی گل نشست و با نور ملایمی گلبرگ‌های آن را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید