basic aliments
غذاهای اساسی
daily aliments
غذاهای روزانه
essential aliments
غذاهای ضروری
staple aliments
غذاهای اصلی
variety of aliments
تنوع غذاها
nutritious aliments
غذاهای مغذی
supply of aliments
تامین غذا
access to aliments
دسترسی به غذا
impact on aliments
تاثیر بر غذا
the supermarket has a wide selection of aliments.
سوپرمارکت دارای انتخاب گسترده ای از غذاها است.
these aliments are essential for a healthy diet.
این غذاها برای یک رژیم غذایی سالم ضروری هستند.
the new restaurant specializes in exotic aliments.
رستوران جدید در غذاهای عجیب و غریب تخصص دارد.
they carefully selected aliments for the picnic.
آنها با دقت غذاها را برای پیک نیک انتخاب کردند.
the doctor recommended a balanced diet of aliments.
پزشک یک رژیم غذایی متعادل از غذاها را توصیه کرد.
access to fresh aliments is crucial in rural areas.
دسترسی به غذاهای تازه در مناطق روستایی بسیار مهم است.
the famine caused a severe shortage of aliments.
خشکسالی باعث کمبود شدید غذا شد.
food banks provide essential aliments to those in need.
بانکهای غذا غذاهای ضروری را در اختیار کسانی که به آن نیاز دارند قرار میدهند.
local farmers markets offer a variety of fresh aliments.
بازارهای محلی کشاورزان انواع غذاهای تازه را ارائه می دهند.
the chef used traditional methods to prepare the aliments.
سرآشپز از روش های سنتی برای تهیه غذاها استفاده کرد.
basic aliments
غذاهای اساسی
daily aliments
غذاهای روزانه
essential aliments
غذاهای ضروری
staple aliments
غذاهای اصلی
variety of aliments
تنوع غذاها
nutritious aliments
غذاهای مغذی
supply of aliments
تامین غذا
access to aliments
دسترسی به غذا
impact on aliments
تاثیر بر غذا
the supermarket has a wide selection of aliments.
سوپرمارکت دارای انتخاب گسترده ای از غذاها است.
these aliments are essential for a healthy diet.
این غذاها برای یک رژیم غذایی سالم ضروری هستند.
the new restaurant specializes in exotic aliments.
رستوران جدید در غذاهای عجیب و غریب تخصص دارد.
they carefully selected aliments for the picnic.
آنها با دقت غذاها را برای پیک نیک انتخاب کردند.
the doctor recommended a balanced diet of aliments.
پزشک یک رژیم غذایی متعادل از غذاها را توصیه کرد.
access to fresh aliments is crucial in rural areas.
دسترسی به غذاهای تازه در مناطق روستایی بسیار مهم است.
the famine caused a severe shortage of aliments.
خشکسالی باعث کمبود شدید غذا شد.
food banks provide essential aliments to those in need.
بانکهای غذا غذاهای ضروری را در اختیار کسانی که به آن نیاز دارند قرار میدهند.
local farmers markets offer a variety of fresh aliments.
بازارهای محلی کشاورزان انواع غذاهای تازه را ارائه می دهند.
the chef used traditional methods to prepare the aliments.
سرآشپز از روش های سنتی برای تهیه غذاها استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید