viande

[ایالات متحده]/[ˈvjɑ̃ːd]/
[بریتانیا]/[ˈvjɑːnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت؛ گوشت؛ بدن

عبارات و ترکیب‌ها

viande rouge

گوشت قرمز

viande grillée

گوشت گریل

viande hachée

گوشت مخلوط

viande séchée

گوشت خشک

viande cuite

گوشت پخته

viande fraîche

گوشت تازه

manger de la viande

خوردن گوشت

viande délicieuse

گوشت لذیذ

viande saumure

گوشت سالمون

viande fumée

گوشت کباب

جملات نمونه

i love eating grilled viande with a side of fries.

من دوست دارم گوشت گریل با سرویس سیب زمینی بخورم.

the butcher recommended a beautiful piece of viande for the barbecue.

کشتارگر یک قطعه زیبای گوشت را برای گوشت گریل توصیه کرد.

she carefully seasoned the viande before putting it on the grill.

او قبل از قرار دادن گوشت روی گریل آن را به دقت مخلوط کرد.

the restaurant served a delicious viande stew with crusty bread.

رستوران یک گوشت گوشت گرم و خوشمزه با نان سخت سرو کرد.

he purchased a large quantity of viande for the family gathering.

او یک مقدار زیادی گوشت برای جمعیت خانوادگی خرید.

the aroma of cooking viande filled the entire house.

رایحه گوشت در حال پختن تمام خانه را پر کرد.

they enjoyed a hearty viande and potato casserole for dinner.

آنها یک گوشت گوشت و سوسیس گوجه فرنگی را برای شام لذت بردند.

the children eagerly anticipated the viande skewers at the festival.

کودکان با شوق گوشت گوشت گوشت را در جشن توقع داشتند.

she prepared a flavorful marinade for the viande before grilling.

او قبل از گریل یک مخلوط گوشت گوشت گوشت گوشت آماده کرد.

the chef expertly seared the viande to perfection.

شکیف گوشت را با استادی گرم کرد.

he prefers his viande cooked medium-rare.

او گوشت خود را با گرمی متوسط می‌خواهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید