alimonies

[ایالات متحده]/'ælɪmənɪ/
[بریتانیا]/'ælɪmoni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت مالی که توسط یک طرف به طرف دیگر پرداخت می‌شود، به‌ویژه توسط یک مرد به همسر سابقش پس از طلاق یا جدایی.

جملات نمونه

When his wife was awarded alimony by the court, Snow had to ante up.

وقتی که همسرش توسط دادگاه نفقه دریافت کرد، اسنو مجبور شد هزینه پرداخت کند.

His ex-wife has upped the ante in her alimony suit against him.

همسر سابقش در شکایت نفقه علیه او، مبلغ را افزایش داده است.

Mrs. Jones was awarded $1000.00 monthly alimony by the court when she was divorced from her husband.

خانم جونز به عنوان نفقه ماهانه 1000 دلار توسط دادگاه به او اعطا شد زمانی که از همسرش طلاق گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید