alkalify

[ایالات متحده]/ˈælˌkælɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˌælkəˈlɑːfʌɪ/

ترجمه

vt. برای قلیایی کردن یا افزایش سطح pH چیزی.
vi. قلیایی شدن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردalkalifies
صفت یا فعل حال استمراریalkalifying
زمان گذشتهalkalified
قسمت سوم فعلalkalified

عبارات و ترکیب‌ها

alkalify the water

قلیایی کردن آب

جملات نمونه

the process aims to alkalify the soil.

هدف از این فرآیند قلیایی کردن خاک است.

adding lime can help alkalify the water.

اضافه کردن آهک می تواند به قلیایی کردن آب کمک کند.

the diet is designed to alkalify the body.

این رژیم غذایی برای قلیایی کردن بدن طراحی شده است.

they used baking soda to alkalify the pool water.

آنها از جوش شیرین برای قلیایی کردن آب استخر استفاده کردند.

the treatment aims to alkalify the urine.

هدف از این درمان قلیایی کردن ادرار است.

some plants need soil that has been alkalified.

برخی از گیاهان به خاکی که قلیایی شده باشد نیاز دارند.

the fertilizer helped to alkalify the ground.

کود به قلیایی کردن زمین کمک کرد.

alkalifying agents are used in various industrial processes.

عوامل قلیایی در فرآیندهای صنعتی مختلف استفاده می شوند.

the water was too acidic, so they had to alkalify it.

آب خیلی اسیدی بود، بنابراین آنها مجبور شدند آن را قلیایی کنند.

she used an alkalifying shampoo to balance her scalp's ph.

او از یک شامپوی قلیایی برای متعادل کردن pH پوست سر خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید