allaying fears
کاهش ترس
allaying concerns
کاهش نگرانیها
allaying suspicions
کاهش تردیدها
allaying anxieties
کاهش اضطرابها
allaying public opposition
کاهش مخالفت عمومی
allaying the rumors
کاهش شایعات
the government is working to allay public fears about the new policy.
دولت در تلاش است تا نگرانیهای عمومی را در مورد سیاست جدید کاهش دهد.
her soothing voice helped allay his anxieties.
صدای آرامبخش او به کاهش اضطراب او کمک کرد.
the company took steps to allay investor concerns.
شرکت اقداماتی را برای کاهش نگرانیهای سرمایهگذاران انجام داد.
he tried to allay her suspicions with a reassuring smile.
او سعی کرد با یک لبخند اطمینان بخش، شک و تردیدهای او را کاهش دهد.
the news aimed to allay rumors circulating online.
اخبار با هدف کاهش شایعاتی که به صورت آنلاین منتشر میشوند، منتشر شد.
their efforts to allay the situation only seemed to worsen it.
تلاشهای آنها برای کاهش تنشها تنها به نظر میرسید که آن را بدتر میکند.
the company's transparency helped allay customer worries.
شفافیت شرکت به کاهش نگرانیهای مشتریان کمک کرد.
he sought to allay the tension with a lighthearted joke.
او سعی کرد با یک شوخی سبک، تنش را کاهش دهد.
the therapist helped allay her fears about the future.
درمانگر به کاهش ترسهای او از آینده کمک کرد.
her calm demeanor helped allay his anger.
رفتار آرام او به کاهش خشم او کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید