allod

[ایالات متحده]/ˈæləʊd/
[بریتانیا]/əˈloʊd/

ترجمه

n. زمینی که به طور کامل متعلق به یک فرد یا شرکت است، به‌طور متمایز از زمینی که در مالکیت فئودالی است یا متعلق به تاج است.
Word Forms
جمعallods

عبارات و ترکیب‌ها

allod land

زمین آلود

allodial title

مالکیت تفوقی

freehold allodial property

ملکیت تفوقی با حق مالکیت کامل

allodial inheritance

وراثت تفوقی

جملات نمونه

the allod was passed down through generations of his family.

این قطعه زمین به نسل‌های خانواده‌اش منتقل شده بود.

he inherited a small allod from his grandfather.

او یک قطعه زمین کوچک به ارث برد که متعلق به پدربزرگش بود.

the village held onto its allods despite the pressures of modernization.

دهکده با وجود فشارهای ناشی از مدرنیزاسیون، قطعه زمین خود را حفظ کرد.

she felt a sense of belonging to the land, her ancestral allod.

او احساس تعلق خاطر به زمین داشت، قطعه زمین خانوادگی‌اش.

the allod was fertile and supported a thriving community.

قطعه زمین حاصلخیز بود و از یک جامعه مرفه حمایت می‌کرد.

he dreamt of expanding his allod and building a larger farm.

او رویای گسترش قطعه زمین خود و ساختن یک مزرعه بزرگتر را داشت.

the legal boundaries of the allod were clearly defined.

حدود قانونی قطعه زمین به وضوح مشخص شده بود.

they worked together to maintain and improve their shared allods.

آنها برای حفظ و بهبود قطعه زمین مشترک خود با هم همکاری کردند.

the allod provided them with a secure source of income.

قطعه زمین یک منبع درآمد امن برای آنها فراهم کرد.

he was proud to be the caretaker of his family's allod for generations to come.

او به این که متولی قطعه زمین خانواده‌اش برای نسل‌های آینده باشد، افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید