allogeneic

[ایالات متحده]/ˌæl.əʊˈdʒiːnɪk/
[بریتانیا]/ˌæl.oʊˈdʒiːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با یا مشتق شده از یک فرد ژنتیکی متفاوت از همان گونه. ; مربوط به بافت‌ها یا اندام‌هایی که از یک شخص به شخص دیگری که دوقلوی یکسان نیست منتقل شده‌اند.

جملات نمونه

the patient received an allogeneic bone marrow transplant.

بیمار تحت پیوند مغز استخوان آللوژنیک قرار گرفت.

allogeneic stem cell transplants are a promising treatment option.

پیوند سلول‌های بنیادی آللوژنیک یک گزینه درمانی امیدوارکننده است.

the donor and recipient must be closely matched for an allogeneic transplant to be successful.

برای موفقیت پیوند آللوژنیک، اهداکننده و گیرنده باید به طور دقیق تطابق داشته باشند.

allogeneic immunity plays a crucial role in fighting infections.

ایمنی آللوژنیک نقش مهمی در مبارزه با عفونت‌ها دارد.

there are risks associated with allogeneic transplants, such as graft-versus-host disease.

خطراتی با پیوندهای آللوژنیک مرتبط است، مانند بیماری graft-versus-host.

researchers are constantly exploring new ways to improve the success rate of allogeneic transplants.

محققان به طور مداوم در حال بررسی روش‌های جدید برای بهبود نرخ موفقیت پیوندهای آللوژنیک هستند.

allogeneic tissues can be used for transplantation in cases of organ failure.

بافت‌های آللوژنیک می‌توانند در موارد نارسایی عضو برای پیوند استفاده شوند.

the field of allogeneic transplantation is rapidly advancing.

حوزه پیوند آللوژنیک به سرعت در حال پیشرفت است.

allogeneic blood transfusions can be life-saving in certain situations.

انتقال خون آللوژنیک می‌تواند در شرایط خاص، نجات‌بخش باشد.

ethical considerations are important in the context of allogeneic transplantation.

ملاحظات اخلاقی در زمینه پیوند آللوژنیک مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید