almanac

[ایالات متحده]/'ɔːlmənæk/
[بریتانیا]/'ɔlmənæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشریه‌ای که حاوی اطلاعات نجومی، تقویمی و هواشناسی برای یک سال معین است؛ نشریه سالانه‌ای که حاوی انواع مختلف اطلاعات است.
Word Forms
جمعalmanacs

عبارات و ترکیب‌ها

nautical almanac

راه‌نمای دریایی

جملات نمونه

Act like a spoiled child prop recommends: Block almanac desk, return childhood to keep diarial time.

با تقلید از توصیه های کودک لوس: میز دفتری را مسدود کنید، دوران کودکی را برای حفظ زمان دیاری بازگردانید.

I consult the almanac to check the weather forecast.

من برای بررسی پیش‌بینی هواشناسی، تقویم را بررسی می‌کنم.

Farmers often use an almanac to plan their planting schedule.

کشاورزان اغلب از تقویم برای برنامه ریزی برنامه کاشت خود استفاده می کنند.

The almanac provides information on lunar phases and celestial events.

تقویم اطلاعاتی در مورد فازهای ماه و رویدادهای آسمانی ارائه می دهد.

She bought a gardening almanac to help her with her new hobby.

او یک تقویم باغبانی خرید تا به او در سرگرمی جدیدش کمک کند.

The almanac predicted a harsh winter ahead.

تقویم زمستان سختی را پیش بینی کرد.

The almanac is filled with tips for living in harmony with nature.

تقویم پر از نکاتی برای زندگی در هماهنگی با طبیعت است.

He always carries an almanac in his backpack for reference.

او همیشه یک تقویم را برای ارجاع در کوله پشتی خود حمل می کند.

The almanac includes a calendar of holidays and festivals.

تقویم شامل تقویمی از تعطیلات و جشنواره ها است.

Many people believe in the predictions of the almanac.

بسیاری از مردم به پیش بینی های تقویم اعتقاد دارند.

The almanac is a valuable resource for gardeners and farmers alike.

تقویم منبع ارزشمندی برای باغبانان و کشاورزان است.

نمونه‌های واقعی

It's like a farmer's almanac for non-farm stuff.

این مثل یک تقویم کشاورزی برای چیزهای غیرکشاورزی است.

منبع: Billions Season 1

He would resume pacing the courtyard and reading the almanac.

او از سرنوشت شروع به قدم زدن در حیاط و خواندن تقویم کرد.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

" Hum! Hum! " replied the king; and before saying anything else he consulted a bulky almanac.

" هوم! هوم! " پادشاه پاسخ داد؛ و قبل از گفتن هر چیزی، یک تقویم حجیم را بررسی کرد.

منبع: The Little Prince

Banneker sent a handwritten copy of his first almanac to Virginia's Secretary of State Thomas Jefferson.

بانکر یک نسخه دست‌نویس از اولین تقویم خود را برای توماس جفرسون، دبیر ایالت ویرجینیا ارسال کرد.

منبع: TED-Ed (video version)

Then in 1792, Banneker began publishing almanacs.

سپس در سال 1792، بانکر شروع به انتشار تقویم‌ها کرد.

منبع: TED-Ed (video version)

That means 2015 Biff could also not had have had brought the almanac to 1955 Biff.

این بدان معناست که بیف 2015 نیز نمی توانست تقویم را به بیف 1955 بیاورد.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

We grew up on the Farmer's Almanac, people are familiar with it.

ما با تقویم کشاورزان بزرگ شدیم، مردم با آن آشنا هستند.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2018 Collection

In those times, almanacs were very popular.

در آن زمان ها، تقویم ها بسیار محبوب بودند.

منبع: who was series

Ben printed almanacs written by other people.

بن تقویم هایی را که توسط افراد دیگر نوشته شده بود، چاپ کرد.

منبع: who was series

But no matter which almanac you're talking about, modern meteorologists predict inaccuracies.

اما مهم نیست کدام تقویم را در مورد آن صحبت می کنید، هواشناسان مدرن پیش بینی های نادرست را پیش بینی می کنند.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening August 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید