diary

[ایالات متحده]/ˈdaɪəri/
[بریتانیا]/ˈdaɪəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجله، دفتر ثبت

عبارات و ترکیب‌ها

Secret diary

دفترچه خاطرات مخفی

keep a diary

ثبت کردن خاطرات

personal diary

دفترچه خاطرات شخصی

keep one's diary

ثبت کردن خاطرات خود

جملات نمونه

a diary full of interesting entries.

دفتر خاطراتی پر از نکات جالب.

the diary provided a chronological framework for the events.

دفتر خاطرات چارچوبی زمانی برای وقایع ارائه داد.

a diary containing gobbets of useful information.

دفتر خاطراتی حاوی تکه‌هایی از اطلاعات مفید.

his diary is full of entries about her.

دفتر خاطرات او پر از یادداشت‌هایی درباره او است.

keeping a diary may ease the logjam of work considerably.

نگهداری یک دفتر خاطرات ممکن است به طور قابل توجهی از ترافیک کاری بکاهد.

she had to check her diary to be sure of the day of the week.

او مجبور شد دفتر خاطرات خود را بررسی کند تا مطمئن شود که چه روزی از هفته است.

the guy who faked the Hitler diaries is at it again.

مردي که دفتر خاطرات هیتلر را جعل کرد دوباره این کار را انجام می‌دهد.

a useful way of assisting your learning is to keep a diary .

یک راه مفید برای کمک به یادگیری شما این است که یک دفتر خاطرات داشته باشید.

they were asked to keep a diary and record everything they ate or drank.

از آنها خواسته شد که یک دفتر خاطرات داشته باشند و همه چیزهایی که می‌خورند یا می‌نوشند را ثبت کنند.

This is a diary about the affiche.

این یک دفتر خاطرات درباره پوستر است.

a theme of powerlessness that runs through the diary; a party with a tropical island theme.

موضوع ناتوانی که در سراسر دفتر خاطرات جریان دارد؛ یک مهمانی با مضمون جزیره استوایی.

She mounted the photograph on the back of her diary book.

او عکس را در پشت دفتر خاطرات خود نصب کرد.

She quotes extensively from the author’s diaries.

او به طور گسترده از دفتر خاطرات نویسنده نقل قول می‌کند.

I rather sneakily looked in her diary when she was out.

من به طرز پنهانی به دفتر خاطرات او نگاه کردم وقتی که او بیرون بود.

We can infer that his motive in publishing the diary was less than honorable.

می‌توان نتیجه گرفت که انگیزه او از انتشار دفتر خاطرات کمتر از شرافتمندانه بود.

The diaries of politicians tend to be self-justificatory. Similarly, autobiographies may be idealized.

دفترچه‌های خاطرات سیاستمداران معمولاً خودتوجیهی هستند. به طور مشابه، خودزندگی‌نامه‌ها ممکن است ایده‌آل‌سازی شوند.

The publication of the diaries opened up a real Pandora’s box.

انتشار دفتر خاطرات‌ها یک جعبه پاندورا واقعی را باز کرد.

All the journals and diarys are secret, it there is any gossip it will be deleted. Thanky You!

همه مجله‌ها و دفتر خاطرات‌ها محرمانه هستند، اگر شایعاتی وجود داشته باشد حذف خواهد شد. متشکرم!

Prescott's style, though in his diary he wrote "bother euphony", is euphonious.

سبک پرسکات، اگرچه در دفتر خاطراتش نوشت "بهم زدن خوش آوازی"، خوش آوا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید