alsike

[ایالات متحده]/ˈælˈsaɪk/
[بریتانیا]/əˈlaɪk/

ترجمه

n. نوعی شبدر.
شکل‌های واژه
جمعalsikes

عبارات و ترکیب‌ها

alsike clover

چمن چهاربرگ

alsike alfalfa

یونجه آلسیه

alsike in appearance

ظاهر آلسیه

alsike in texture

بافت آلسیه

similar alsike designs

طرح‌های آلسیه مشابه

alsike colors used

رنگ‌های مورد استفاده آلسیه

جملات نمونه

the alsike clover is a type of legume.

كزالة لسكه نوعی از حبوبات است.

alsike thrives in well-drained soil.

لسیکه در خاک با زهکشی خوب رشد می کند.

farmers often use alsike as forage for livestock.

کشاورزان اغلب از لسیکه به عنوان خوراک دام استفاده می کنند.

alsike is a valuable source of protein for animals.

لسیکه یک منبع ارزشمند پروتئین برای حیوانات است.

the alsike plant can fix nitrogen in the soil.

گیاه لسیکه می تواند نیتروژن را در خاک تثبیت کند.

alsike is a popular choice for hay production.

لسیکه یک انتخاب محبوب برای تولید علوفه است.

the alsike flower has a distinctive pink color.

گل لسیکه دارای رنگ صورتی متمایز است.

alsike grows well in temperate climates.

لسیکه در آب و هوای معتدل به خوبی رشد می کند.

the alsike plant is relatively low-maintenance.

گیاه لسیکه به طور نسبی کم نگهداری می شود.

alsike can be used to improve soil fertility.

می توان از لسیکه برای بهبود حاصلخیزی خاک استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید