alternant

[ایالات متحده]/ɔːltɜːnənt/
[بریتانیا]/ɑːlˈtɝːnənt/

ترجمه

adj. به نوبت یا به طور متناوب؛ نوبت گرفتن
n. چیزی که متناوب است یا یکی از یک جفت است که متناوب است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

alternant current

جریان متناوب

جملات نمونه

the alternant hues of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های متناوب غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

he studied the alternants in the dna sequence for clues.

او جایگزین‌ها را در توالی DNA برای یافتن سرنخ‌ها بررسی کرد.

the artist used alternant shades of blue to create depth.

هنرمند از سایه‌های متناوب آبی برای ایجاد عمق استفاده کرد.

the poem explored the alternants between joy and sorrow.

شعر، جایگزینی بین شادی و غم را بررسی کرد.

the weather patterns showed a regular alternant of sun and rain.

الگوهای آب و هوا نشان دهنده جایگزینی منظم خورشید و باران بود.

she noticed the alternant flashing lights in the distance.

او لامپ‌های چشمک‌زن متناوب را در دوردست متوجه شد.

the music featured alternants of fast and slow tempos.

موسیقی دارای جایگزینی‌های ریتم‌های سریع و کند بود.

he analyzed the alternant phases of the lunar cycle.

او فازهای متناوب چرخه ماه را تجزیه و تحلیل کرد.

the dancer moved with graceful alternants between poses.

رقصنده با جایگزینی‌های ظریف بین ژست‌ها حرکت کرد.

the text displayed alternants of bold and regular font.

متن دارای جایگزینی‌های فونت برجسته و معمولی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید