aluminates

[ایالات متحده]/ˌæl.juːˈmɪn.eɪt/
[بریتانیا]/ˌæl.ə.mɪˈneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک اسید آلومینیک، که اغلب ترکیبی از آلومینیوم و اکسیژن با عناصر دیگر مانند سدیم یا پتاسیم است.

جملات نمونه

aluminate the soil to improve its fertility.

برای بهبود حاصلخیزی خاک، خاک را آلومینه کنید.

the new alloy is aluminated for enhanced strength.

آلیاژ جدید برای افزایش مقاومت آلومینه شده است.

aluminate glass to give it a vibrant color.

برای ایجاد رنگی زنده، شیشه را آلومینه کنید.

the ceramic glaze was aluminated for durability.

برای افزایش دوام، لعاب سرامیکی آلومینه شد.

aluminate the surface for a brighter, more reflective finish.

برای داشتن روینی روشن‌تر و بازتابنده‌تر، سطح را آلومینه کنید.

aluminate the metal to improve its resistance to wear and tear.

برای بهبود مقاومت در برابر سایش و پارگی، فلز را آلومینه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید